خانه / سلامت / احتمال تاثیر عوامل ژنتیک و دارویی در بروز اختلال اتیسم

احتمال تاثیر عوامل ژنتیک و دارویی در بروز اختلال اتیسم

سلامت نیوز: دانشیار گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی استان کردستان ضمن تشریح نشانه‌های وجود اختلال اتیسم در کودکان، تاکید کرد: تحقیقات نشان داده است که احتمال تاثیر عوامل ژنتیک و دارویی در بروز این بیماری وجود دارد. در خانواده‌هایی که این بیماری نسل به نسل انتقال پیدا می کند احتمال تولد کودکان داخل طیف اتیسم بیشتر است .

به گزارش سلامت نیوز، دکتر فایق یوسفی در گفت و گو با ایسنا درباره تاثیرات بروز اختلال اتیسم در کودکان اظهارکرد: اختلال طیف اتیسم ، اختلالی عصبی- رشدی است که در دوران کودکی و قبل از سه سالگی بروز می‌کند. این اختلال با تاثیر روی مغز کودکان، باعث می‌شود آن‌ها در سه حوزه تعاملات اجتماعی، ارتباط با دیگران و نداشتن ابزارهایی برای تعاملات از جمله تماس چشمی مشکل داشته باشند.

وی با اشاره به چهار مشخصه شناسایی این اختلال گفت: کودکانی که در سن ۱۲ماهگی «هجا» را به کار نمی‌برند، در ۱۹ماهگی کلمه نمی‌گویند، قبل از ۲۴ماهگی ترکیب دو کلمه را نمی‌گویند و کودکانی که قادر به برقراری تماس چشمی نیستند دارای اختلال اتیسم هستند. از عوامل احتمالی این بیماری علت شناخته شده و مشخصی برای اتیسم کشف نشده اما تحقیقات نشان داده است که احتمال تاثیر عوامل ژنتیک و دارویی در بروز این بیماری وجود دارد. در خانواده هایی که این بیماری نسل به نسل انتقال پیدا می‌کند احتمال تولد کودکان داخل طیف اتیسم بیشتر است.

یوسفی تصریح کرد: مصرف قرص‌های دیابت و مسکن در زمان بارداری و سن بالای پدر و مادر از عوامل تولد نوزاد مبتلا به بیماری اتیسم است. علائم شایع اتیسم شامل عدم برقراری ارتباط چشمی، ناتوانی کلامی، انواع رفتارها و علاقه به بازی‌های تکراری، تاخیر در یادگیری و حرف زدن، بی‌توجهی به احساس درد، وابستگی شدید به پدر و مادر و عدم ارتباط با دیگران در روابط اجتماعی می‌شود. از هر ۱۰۰ نفر یک نفر به این اختلال مبتلا می‌شود و در پسران چهار برابر شایع‌تر از کودکان دختر است.

وی با بیان اینکه طبق آمار ۸۰ درصد مبتلایان به اتیسم هوش کمتری دارند و در سطح نرمال نیستند،اظهارکرد: افراد داخل طیف اتیسم که دارای ضریب هوشی بالای ۸۵ درصد هستند بدون هیچگونه تاخیر زبانی می‌توانند صحبت کنند و ضریب هوشی نرمالی دارند. کودکان داخل طیف شدید اتیسم نیز ضریب هوشی کمتر از ۷۰ درصد دارند که ممکن است همراه با عقب ماندگی باشد. همچنین کودکان دارای ضریب هوشی ۷۰ تا ۸۹ درصد نیز در مرز قرار دارند و در رده کودکان دارای اختلال اتیسم متوسط قرار می‌گیرند؛ آنها نه عادی هستند و نه عقب مانده.

یوسفی به معیارهای تشخیص اتیسم نیز اشاره کرد و گفت: نارسایی‌های پایدار در ارتباط اجتماعی، نقص در ادراک کاربرد مهارت‌های ارتباطی برای اهداف اجتماعی، کمبود در رفتارهای غیرکلامی و ناتوانی در درک معانی پنهان و مبهم زبان از معیارهای تشخیص اتیسم است.

وی ادامه داد: افراد دارای اتیسم علائم مختلف و گوناگونی از خود نشان می‌دهند. طبقه‌بندی اتیسم شامل اتیسم کلاسیک یا همان اختلال اوتیسم، اختلالات نافذ رشد و تشخیص نیافته است. این نوع از اختلال مجموعه‌ای از ویژگی‌ها را شامل می‌شود که شبیه به اتیسم است اما به شدت آن نیست. علاوه بر آن سندروم «رت» نیز اختلالی ارثی است که دختران را تحت تاثیر خود قرار می دهد، علائم شناختی دارد و با حمله‌های صرعی همراه است که با افزایش سن اضافه می‌شود. اختلال اسپرگر نیز نوعی از اتیسم است که ویژگی‌های آن را دارد اما توانمندی زبانی فرد بدون آسیب باقی می‌ماند.

این دانشیار گروه روانپزشکی دانشگاه علوم پزشکی استان کردستان افزود: اختلال اتیسم ممکن است همزمان با چند بیماری همراه باشد. گاهی فرد مبتلا به اتیسم بیش فعال است و رفتارهای خطرناکی انجام می‌دهد. بی نظم و همیشه در حال جنب و جوش یا حواس پرت است که با تشخیص درست باید درمان همزمان برای او انجام شود. برنامه‌های آموزشی، رفتاری و سایر تکنیک‌های آموزشی که معطوف به ایجاد تغییر در رفتار کودک داخل طیف اتیسم است همچنین در اختیار قرار دادن فرصتی برای رشد و بهبود رفتاری از جمله مداخلات روانی موثر در درمان این اختلال است.

وی افزود: خانواده‌ها باید با این کودکان طوری رفتار کنند که رفتارهای خوب و درست کودک را تشویق و رفتارهای بد او را نادیده بگیرند. موسیقی نیز در بهبود اتیسم نقش مهمی دارد. در واقع گنجاندن موسیقی بدون کلام یا سنتی در برنامه هر روز می‌تواند موثر باشد. بازی درمانی نیز یکی از موارد مداخلات رفتاری است که در بهبود بیماری کودک کمک می‌کند و باعث بهبود برقراری ارتباط و تماس چشمی در کودک می‌شود.

یوسفی در پایان گفت: اگر این کودکان اتیسم خفیف داشته باشند می‌توانند در مدارس عادی ادامه تحصیل بدهند ولی اگر داخل طیف اتیسم شدید باشند، توانایی ادامه تحصیل در مدارس عادی را ندارند. کلاس‌های آموزشی برای این کودکان باعث می‌شود حرفه‌ای را یاد بگیرند و بتوانند در آینده به بازار کار وارد شوند و درآمدی داشته باشند. کودکانی که داخل طیف متوسط اتیسم هستند و ضریب هوشی نرمال دارند، بیشتر به حمایت خانواده و دیگران نیازمند هستند تا بتوانند با جامعه ارتباط برقرار کنند.

درباره ی ali

مطالب مرتبط

۲۰ علتی که ممکن است ازدواج را برای شما کسل‌کننده کند!

سلامت نیوز: خیلی از کارهایی که انجام می دهیم یا انجام نمی دهیم، در زندگی مشترک باعث دوری ما و خسته کننده شدن رابطه می شود. این اتفاق در اغلب مواقع دلایل ساده ای دارد که با صرف انرژی بیشتر می توانیم به تدریج یک رابطه را احیا کنیم. به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایرنا، در آغاز ازدواج، شاید انقدر همه چیز جدید و هیجان انگیز است که نگهداشتن هیجان و شور یک رابطه، کار دشواری نباشد. در این زمان ناراحتی های کوچکی وجود دارد که اغلب به سادگی حل می شود. اما همیشه شنیده ایم که این وضعیت در تعداد کمی از ازدواج ها دوامی ندارد و شور رابطه کاهش پیدا می کند و خستگی بیشتری به جان رابطه دست می اندازد. البته این اتفاق هم به این معنا نیست که فاتحه یک رابطه خوانده شده باشد و با صرف وقت و انرژی بیشتر، می توان دوباره رابطه زنده و پرشور را تجربه کرد. در اینجا به ۲۰ عاملی که در بسیاری از ازدواج ها باعث دوری و کاهش اشتیاق طرفین می شود به اختصار می پردازیم: ۱. سوال پرسیدن از شریک زندگی خود را متوقف کرده ایم. ما فکر می کنیم بعد از ۵ سال زندگی مشترک تمام ابعاد شخصیتی همسرمان را می شناسیم اما این یک طرز تفکر اشتباه است. درباره مسائلی که ذهن شما را درگیر می کند سوال کنید و یک دیگر را بیشتر بشناسید. ۲. رابطه شما دستخوش تغییر شده است، اما انتظارات شما خیر. وقتی یک رابطه را آغاز می کنید انتظاراتی دارید که باید به تدریج تغییر کند و مطابق با شرایط یک رابطه شود. ۳. شما یک دیگر را غافلگیر نمی کنید. هدیه های کوچک و توجهی که به یکدیگر می کنیم، یک رابطه را رشد می دهد. هر یک از طرفین در یک رابطه باید فک کنند که گاهی کارهایی را انجام دهند که دیگری را به شوق آورد. ۴. زبان عاطفی یکدیگر را نمی شناسید. برخی افراد با صبحت کردن، برخی با گرفتن هدیه و برخی دیگر با محبت خوشحال می شوند و از این حیث باید زبان عاطفی شریک خود را بشناسیم. ۵. شما با غذا درست کردن، به یکدیگر پیوند نمی زنید. غذا یک شکننده یخ قوی است و در بسیاری از موارد در تهیه غذا افراد به یکدیگر نزدیک می شوند و لحظات مفرحی را می سازند. ۶. شما فانتزی های فیلم ها را بیش از حد باور کرده اید. زندگی واقعی مانند زوج های فیلم های کمدی پیش نمی رود و اگر انتظارات غلطی داشته باشیم، احتمالاً از ازدواجمان ناامید می شویم. ۷. شما به روزمرگی افتاده اید. یک ریتم در هفته و اتفاقات تکراری شما را خسته می کند و بهتر است برای تغییر در حال خود، برای کارهای هیجان انگیز در طول هفته برنامه بریزید. ۸. شما برای رابطه خود هدف تعیین نکرده اید. حرکت به سمت یک هدف مشترک، خوشحالی و آرامش را به ارمغان می آورد. حتی اگر به چیزی دست پیدا نکنیم، همین حرکت مشترک بسیار لذت بخش است. ۹. آنقدر که لازم است زندگی خود را با شریک زندگیتان به اشتراک نمی گذارید. یا حوصله ندارید و یا فکر می کنید برای او مهم نیست. به هر علتی که باشد این یخ را بشکنید و از زندگی روزمره خود بگویید و از او بشنوید. ۱۰. زیاد از حد کنار هم بوده اید. وقتی زیادی از حد کنار هم باشیم و حرف های یکدیگر را بدانیم خسته می شویم، گاهی اوقات زمانی را برای خودتان صرف کنید. ۱۱. شما فکر می کنید همیشه همه چیز باید تازه باشد. بیش از حد به یک رابطه انتظار وارد نکنید. اینکه با زمان همه چیز مانند روز اول نباشد اتفاقی کاملا طبیعی است. ۱۲. کارهای شریک زندگیتان برای شما عادی شده است و از او قدردانی نمی کنید. شما کارهای او را مسلم می دانید و او از این اتفاق به طور قطع خسته می شود. ۱۳. روابط زناشویی خود را با محبت و توجه بیشتر دنبال کنید. ۱۴. شما بیش از حد درگیر تکنولوژی هستید. زمانی که برای تکنولوژی می گذاریم را مدیریت کنیم تا فرصت خودمان را صرفاً به گشت وگذار در تکنولوژی نگذرانیم و روابط خود را هم مدیریت کنیم. ۱۵. شما فقط زمان خود را به عنوان خانواده ( با فرزندان و ...) می گذرانید و از گذران زمان به عنوان یک زوج غافل شده اید. ۱۶. شما سندروم لانه خالی دارید. افراد بعد از اینکه فرزندانشان بزرگ شدند و به سوی خودشان رفتند، بعد از سال ها دوباره با هم تنها می شوند و احساس می کنند هیچ حرفی با یکدیگر ندارند. به جای اینکه از این شرایط احساس بدی داشته باشید از آن برای بازسازی روابط خودتان استفاده کنید و روابط، سفرها و رفت وآمدهای دو نفره را بیشتر کنید. ۱۷. شما محافل اجتماعی که در آن بوده اید را حذف کرده اید. گروه های دوستی خود را حفظ نکردید و احساس تنهایی و کمبود روابط گذشته خود را دارید. برای برقراری مجدد روابط خود تلاش کنید. ۱۸. حرفه شما ازدواج شما را تحت تأثیر قرار داده است. بدیهی است که حرف ما اهمیت دارد اما نباید در ازدواج ما نقش اول را داشته باشد. چندین روز در هفته کار خود را به منزل نبرید و تا ساعاتی وقت خود را برای خانواده کنید. ۱۹. شما برای رابطه خود، انرژی نمی گذارید. هرچه از شروع یک رابطه زمان بگذرد، نیاز بیشتری به مراقبت وجود دارد. برای رابطه خود وقت و انرژی بگذارید. ۲۰. شما فاقد ارتباط با خود هستید. اگر ارتباط ما با خودمان مثبت نباشد، بعید است در ارتباط با شریک زندگی خود ارتباط مثبتی داشته باشیم. منبع BestLife