خانه / سلامت / بودجه سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران دقیقا کجا هزینه می شود؟

بودجه سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران دقیقا کجا هزینه می شود؟

سلامت نیوز: با توجه به اینکه برابر قوانین بالادستی شهرداری تهران یکی از سازمان های مسئول در حوزه آسیب های اجتماعی است، اما به نظر می رسد که در این دوره مدیریت شهری نه تکلیف سازمان خدمات اجتماعی به عنوان یک سازمان تخصصی در حوزه آسیب های اجتماعی مشخص است و نه تکلیف شهرداری و معاونت اجتماعی و فرهنگی در این حوزه تعریف مشخصی دارد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از تیتر شهر، این در حالی است که به رغم تعطیل شدن بسیاری از بخش های سازمان خدمات اجتماعی در دوره مدیریت جدید این مجموعه حال سوال این است که به رغم اعلام برنامه هایی همچون ساماندهی متکدیان و معتادان متجاهر در تهران دقیقا بودجه این سازمان در چه زمینه هایی هزینه می شود؟

برابر بودجه مصوب شهرداری تهران در سال جاری بودجه معاونت اجتماعی و فرهنگی و متعاقب آن بودجه سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران با موضوع ساماندهی آسیب های اجتماعی به تفکیک روی سامانه شهرداری تهران مشخص شده است، اما تعطیلی گشت های خدمات اجتماعی، گرمخانه ها و مراکز بهاران زمینه پرسیدن این سوال را از سرپرست این سازمان ایجاد می کند که دقیقا بودجه این مجموعه با توجه به تعطیلی طرح ها و برنامه های حوزه آسیب های اجتماعی در کجا هزینه می شود؟

براساس بودجه امسال شهرداری تهران مصوب شورای پنجم شهر تهران بودجه این مجموعه ۵۶ میلیارد تومان در نظر گرفته شده بود. اما تعطیل شدن بسیاری از ماموریت های این سازمان که در سال های گذشته زیر ساخت های آن ایجاد شده بود مانند ساماندهی مشاغل خانگی، کارآفرینی، ساماندهی معتادان، متکدیان، کارگران ساختمانی و ….باعث شده تا برنامه هایی که در این مدت اخیر از سوی مدیرعامل این سازمان، معاون اجتماعی و فرهنگی و البته شهردار تهران درباره ساماندهی متکدیان و معتادان مطرح شده است، صرفا ایده ها و حرف های خوبی است اما با این تفاوت که شهرداری تهران برای اجرای این شعارهای خود در حوزه آسیب های اجتماعی برنامه مدونی ندارد و به صورت کلیات مطرح می شود.

در حال حاضر شنیده ها از عملکرد سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران حکایت از آن دارد که تخصیص بودجه و از همه مهمتر بودجه ریزی عملیاتی این مجموعه توسط فردی انجام می شود که به دلیل ژن خوب بودنش و ارتباط فامیلی که با رئیس حزب اصلاحات دارد این فرد مدیر اداره برنامه ریزی اعتبارات و توسعه شهری بوده و همزمان نیط سرپرست معاونت حمایت های اجتماعی سازمان مذکور نیز هست.

فردی که سوء مدیریت وی باعث به تعطیلی کشاندن گشت های فوریت های اجتمای، گرمخانه ها، برخی از مراکز بهاران مناطق و سایر برنامه های این سازمان شد.

بی برنامگی سازمان خدمات اجتماعی برای استفاده از مشارکت بنگاه های اقتصادی

بی توجهی سازمان خدمات اجتماعی به بخشCSR یکی دیگر از موضوعاتی است که باعث قطع همکاری بنگاه های اقتصادی بزرگ و کوچک با هدف کاهش آسیب های اجتماعی با شهرداری تهران شده است.

هر چند به مدیریت سابق سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران نقدهایی مطرح بود اما یکی از اقداماتی که در دوره رضا قدیمی انجام شد، ۳۰۰ میلیون تومان توسط این سازمان برای برگزاری همایش هزینه شد تا از مسئولیت های اجتماعی بنگاه های اقتصادی با هدف کاهش آسیب های اجتماعی استفاده شود. این همکاری متقابل باعث شده بود که تا سال ۹۵ بنگاه اقتصادی اول مارکت در حوزه آسیب های اجتماعی ورود جدی ای داشته باشد.

این مجموعه تا سال ۹۵ اقدام به تهیه و توزیع بسته های بهداشتی به کودکان کار و خیابان کرد و حتی متعهد شده بود تا برای ۵۰ معتاد بهبود یافته اشتغال ایجاد کند.

اما مدیر کنونی بخش CSR هیچ عملکرد قابل قبولی در این حوزه نداشته و تنها به دلیل ارتباطات نزدیک با یکی از رجال سیاسی این سمت را قبول کرده است.

برخی از شنیده ها نیز حکایت از آن دارد که فعالیت هایی که بنگاه های اقتصادی در راستای مسئولت های اجتماعی در حوزه آسیب های اجتماعی دارند نیز به یک حیاط خلوت برای درآمدهای اقتصادی بیشتر برای برخی از مدیران این سازمان تبدیل شده است.

این در حالی است که ۶ ماهی است که معاونت مشارکت ها و رفاه اجتماعی سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهرداری تهران بدون معاون و یا حداقل سرپرست مانده است.

یکی دیگر از مسائل قابل تامل این است که از روز نخستی که سرپرست سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران شروع به کار کرد بارها به اجرای طرح های ضربتی مبنی بر جمع اوری متکدیان تاکید داشت که این طرح تا کنون با آب و تابی که وی به آن پرداخته و در رسانه شهرداری تهران نیز منتشر شده برگزار نشده است.

بودجه سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران دقیقا کجا هزینه می شود؟/سرنوشت مبهم سرپرست سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران / ورود ژن های خوب به حوزه آسیب های اجتماعی

از سوی دیگر برابر اصل ۱۳۵ قانون اساسی زمانی که یک مدیر به عنوان سرپرست یک سازمان تعیین می شود، در واقع مدیر ارشد سه ماه فرصت دارد تا برای انتخاب مدیرعامل تعیین تکلیف کند. این در حالی است که اکبر نعمتی در حالی حکم سرپرستی خود را از محمد علی نجفی شهردار شانزدهم شهر تهران گرفت که استعفای آقای شهردار توسط شورای شهر تهران پذیرفته شده بود.

به عبارتی اکبر نعمتی از اسفندماه سال گذشته تا کنون به عنوان سرپرست سازمان خدمات اجتماعی انتخاب شده است و اگر بخواهیم برابر قانون صحبت کنیم حکم سرپرست سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران پایان خردادماه سال جاری به اتمام رسیده است. اما وی همچنان به عنوان سرپرست سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهرداری تهران مشغول به کار است.

با توجه به غیر شفاف بودن عملکرد سازمان خدمات اجتماعی شهرداری تهران، اما محمد علی افشانی از اجرای پر قدرت طرح ساماندهی متکدیان و معتادان خبر می دهد. وی در توضیح اجرای این طرح ضربتی با همکاری سازمان های متولی مدعی شده است که متکدیان و معتادان غیر تهرانی به شهرها و استان های خود برگردانده می شود.

اما سوال این است که مگر مابقی شهروندان ساکن در تهران کارت شهروندی دارند که با رویت آن تهرانی بودن آنها مشخص شود. بسیاری از ساکنان تهران در سال های اخیر را افرادی تشکیل می دهند که در یک استان و یا شهر دیگر متولد شده اند اما سال هاست که در پایتخت زندگی و کار می کنند.

در این صورت چگونه می توان این افراد را به شهرهای خود بازگردانند و چه زمانت اجرایی ای برای عدم بازگشت مجدد این افراد به شهر تهران وجود دارد؟ آیا قرار است متکدیان و معتادان شهرستانی به شهرهای خود تبعید شوند و حق ورود به تهران را ندارند؟ در این صورت چگونه می توان جلوی مهاجرت دوباره این افراد را به تهران گرفت؟

نکته دیگری که در این میان وجود دارد، این است که نه تنها طرح جمع آوری و ساماندهی معتادان در تهران انجام نمی شود بلکه کودکان کار و کودکان مدارس پرتو تهران نیز فراموش شده اند.

موضوعی که هر چند خبرنگاران در نشست دوستانه ای که سازمان خدمات اجتماعی تنها با دعوت کردن عده ای خاص از خبرنگاران قرار بود به عنوان نخستین نشست خبری سرپرست این سازمان پرسیده شود اما در این نشست اعلام شد که سرپرست سازمان مربوطه به هیچ کدام از سوالات خبرنگاران جواب نمی دهد و پاسخ به سوالات در نشست دیگری خواهد بود.

البته لازم به ذکر است که این سازمان با عدم دعوت از رسانه های منتقد سعی کرد تا فضای آرام و دوستانه ای را در نشست تجلیل از خبرنگاران حوزه شهری ایجاد کند که همین مساله نیز مورد انتقاد خبرنگاران قرار گرفت.

همچنین شنیده ها حکایت از آن دارد که اکنون سازمان رفاه و خدمات اجتماعی شهرداری تهران به شعبه دوم سرای احسان کهریزک تبدیل شده است چرا که فردی که اکنون به عنوان مشاور در کنار اکبر نعمتی قرار گرفته از مدیران و مشاوران سرای احسان کهریزک بوده و در طول این مدت بیشترین بازدیدهای سرپرست و مدیران ارشد این سازمان نیز به جای کلونی های آسیب های اجتماعی و مجموعه های تحت نظارت سازمان خدمات اجتماعی از سرای احسان کهریزک بوده است.

درباره ی ali

مطالب مرتبط

داغ بر داغ زلزله

سلامت نیوز: مناطق زلزله زده سرپل ذهاب یک سال بعد از زلزله نارین از زلزله وحشت داشت. حکایت بم را بارها از همسایه اش شنیده بود. برایش مثل روز روشن بود اگر تقدیر به دست زمین بیفتد، هزاران زنده پا به دنیای مردگان می گذارند. به گزارش سلامت نیوز به نقل از همشهری ، برای خواهرش مهتاب هم تعریف کرده بود که چه بر سر همسایه اش و هزاران خانواده بمی دیگر در شب پنجم دی ماه۸۲ آمد. مهتاب که ترس به جانش افتاده بود، می گفت: بم کجا، کرمانشاه کجا. نارین جان مراقب باش خواهر. سیستان و بلوچستان به بم کرمان نزدیک است. نکند زبانم لال زلزله بیاید. دست شوهر و بچه هایت را بگیر و بیا کوییک عزیز . خواهر وحشت زده، هربار که این را می شنید، با غصه سر تکان می داد و می گفت: می آیم. ۲ماه دیگر کار علی تمام می شود. آن روز را فردا نخواهم کرد. فی الفور برمی گردیم. قرار بود نارین تا شب یلدا از سیستان وبلوچستان کوچ کند و برای همیشه به زادگاهش -روستای کوییک عزیز سرپل ذهاب- برگردد. اما طاقت نیاورد. روز بیستم آبان۹۶ مهتاب و اقوامش را غافلگیر کرد. او به همراه خانواده اش آمدند کوییک عزیز. بدون اسباب و وسیله. مهتاب پرسید: اسباب تان کو؟ خواهرش گفت: ماند برای همان شب یلدا. دلتنگ بودیم. آمدیم مهمانی. بعد لبخند پرمهری روی چهره اش نشست و برای خواهر بزرگ ترش دلبری کرد: چیه؟ مهمان نمی خواهی؟ مهتاب خواهر دردانه اش را به آغوش گرفت. رنج دوری و دلتنگی که یک سال بر سینه دو خواهر سنگینی می کرد، آرام گرفت. شب بیست ویکم آبان۹۶ در خلوت دو خواهر رازهای سربسته ای رد و بدل شد؛ از همیشه صمیمی تر، آنقدر که همه حرف های ناگفته دل، به زبان آمد. نارین از موقعی که رفته بود سیستان و بلوچستان تنها همدمش همان همسایه بمی بود. وقتی هم می آمد خانه مهتاب با خود خاطرات خدیجه خانم را می آورد. خدیجه خانم، زن مسنی بود. او خیلی از اعضای خانواده و فامیلش را در زلزله بم از دست داده بود. با این حال همه زندگی پیرزن، کابوس زلزله نبود و نارین جوان از او چیزهای زیادی یاد گرفته بود؛ حتی آشپزی و خانه داری. آن شب مهتاب کلی درددل کرد و نارین از ترس هایش گفت. قبل ترها بارها به خواهرش گفته بود که از زلزله می ترسد. اما این بار یک چیز دیگر هم گفت. برای نخستین بار از وحشت بزرگ تری حرف زد: مهتاب هیچ می دانستی که بعد از زلزله بم، رفتگان را در گورهای دسته جمعی به خاک سپردند؟ مهتاب مو بر تنش سیخ شد: وای پناه بر خدا. بعد خواهر کوچک تر حرف عجیب تری افتاد سر زبانش: مدتی است کابوس گور دسته جمعی می بینم، کابوس وحشتناکی است... هردو ناخواسته برای مدت کوتاهی ساکت شدند و خیال خود را در عمق چنین فاجعه ای غرق کردند. آن شب وقتی دل های دو خواهر حسابی به هم نزدیک شده بود، نارین یکدفعه میان درددل ها زد زیر خنده. مهتاب گفت: به سرت زده دختر. غم و ترس در چشمان نارین افتاد: چرا امشب اینطور شدیم. انگار دم آخر است. مثل آدم هایی که وصیت می کنند حرف می زنیم... خواهر بزرگ تر نگذاشت او حرف هایش را تمام کند، صورتش برافروخته شد: زبانت را گاز بگیر دختر. نارین مثل همیشه شیطنت کرد، ادا درآورد و زبانش را گاز گرفت. حرص مهتاب درآمد. بعد خنده افتاد به جانشان. یک سال از آن شب گذشته. حالا دست های لرزان مهتاب روی گور دسته جمعی می لغزد. نارین به همراه همسر، فرزند، برادر و فرزندان برادرش اینجا خفته اند. نارین آمده تا همیشه در کنار مهتاب بماند. خواهر هم سنگ تمام گذاشته برایش، همه این یک سال، همه روزهای این یک سال سر زده به نارینش. مهتاب از آن شب به بعد از خانه اش بیزار است. از خانه بی وفایی که شب زلزله خراب شد بر سر همه زندگی اش، همه دار و ندارش. گور دسته جمعی شده تصویر غالب زندگی اش. خانه های تازه برای این مردم زلزله زده حکم خانه امید دارد. افسوس که خانه های امید نیمه کاره مانده؛ از سرپل ذهابش گرفته تا کوییک ها، ازگله، تازه آباد و روستای نیمه کاره. اینجا طلسم شده، بناهایش زمینگیر شده، آدم ها روحشان در تسخیر یأس و ترس است. مثل مریم. مثل خیلی از مادران زلزله دیده منطقه کرمانشاه که خانه شان تعمیر یا ساخته شده، اما وحشت نمی گذارد شب زیر سقف بمانند. اینجا در کنار اندک خانه سرپایی یک کانکس یا چادر هم علم است. مردم می گویند: می ترسیم زیر سقف بمانیم. اگر زلزله آمد... سرپل ذهاب و روستاهایش در یک سالگی زلزله، دیگر آن شهر ویرانه نیست. چهره تازه ای به خود گرفته، سر پل شهر زمختی شده که در تسخیر اسکلت های فلزی ساختمان هاست. خانه های نیمه کاره بر روستا ها چتر انداخته، کانکس و چادر ها در کنار این ساختمان های رهاشده هنوز برپا هستند. بهداشت شهر تعریفی ندارد. خیلی ها برای خودشان حمام و سرویس بهداشتی ساخته اند؛ کاملا غیراستاندارد، غیربهداشتی و بدشکل. در ازگله که وضع بدتر است. زور چادر ها به کانکس ها می چربد. همه اینها هست اما این مردم در کنار مهیا شدن حداقل امکانات زندگی، امید می خواهند. کوچک و بزرگ ندارد همه شان به دنبال گوش شنوایی هستند. به دنبال نگاه مهربانی که دل دردمندشان را نوازش کند. آنها به شدت نیاز به حمایت های مالی و روانی دارند. در روستای کوییک حسن، دختر ۸ساله ای گفت من حرف دارم. از مدرسه تازه تعطیل شده بود. مدرسه فلزی اش چندان تعریفی نبود؛ چند اتاقک با ستون های آهنی و سقف و دیوارهای شیروانی. خشک و بی روح مثل انبار شرکت هایی که در بیابان موقتا علم شده. حدس بر این بود که مدرسه مناسب بخواهد یا اینکه بخواهد از شر کانکس و چادر نجات پیدا کند، شاید بخواهد پدرش بیکار نباشد دیگر، یا اصلا بگوید کمک مالی می خواهیم. اما هیچ کدام از اینها نبود. می خواست از شب زلزله حرف بزند. از یک دقیقه ای که با مادرش زیر آوار ماند و هزارسال گذشت. ستاره گفت: من خواب بودم. در کنار مادرم آرام بودم. یک دفعه نفسم سنگینی کرد. از خواب پریدم. بیدار که شدم انگار دنیا آوار شده بود روی سینه ام. خواستم در آن تاریکی مادرم را پیدا کنم. اما دستانم تکان نمی خورد. صدای بم پدرم را می شنیدم که فریاد می کشید. خواستم منم فریاد بکشم دهانم را که باز کردم از خاک پر شد. خیلی تنها بودم. گفتم حتما خواب می بینم. باید چشمانم را به روی این خواب ببندم. یک دفعه فهمیدم که چشمانم هنوز بسته است! هرچه تلاش کردم باز نمی شد. قل هوالله خواندم. سعی کردم در این خواب بخوابم.خوابیدم، وقتی چشمانم را باز کردم پدرم بالای سرم اشک می ریخت. بغلم کرد، آن موقع از خواب بیدار شدم. حرف های ستاره که تمام می شود. زن جوانی او را محکم در آغوش می گیرد. با زبان محلی قربان صدقه دخترک می رود. او فاطمه است؛ مادر ستاره. می گوید: خدا را شکر همه نجات پیدا کردیم آن شب. ستاره و من کمتر از یک دقیقه زیر آوار بودیم. اما این کودک به خرجش نمی رود. هنوز در شوک است. مثل خیلی از بچه های این دیار. بزرگ تر ها هم حال و روز خوشی ندارند. نمی دانیم باید چه کنیم، درمان این درد چیست؟ حمایت روانی و اجتماعیهلال احمر از زلزله زدگان در نخستین سالگرد زلزله کرمانشاه، عزیز الله مهدیان، معاون امور بازسازی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی گفت: در زلزله مهیب ۲۱ آبان سال۹۶ کرمانشاه در مجموع ۱۰۷هزار واحد روستایی و شهری خسارت دیده داشتیم که ۳۵ هزار واحد آن صد در صد تخریب شده بود. از این تعداد بیش از ۵۷ هزار واحد تکمیل شده است که در بخش روستایی ۲۵هزار واحد و حدود ۱۵۰۰واحد هم در بخش شهری بوده است. در ادامه این مراسم رئیس جمعیت هلال احمر نیز با اشاره به وسعت زلزله کرمانشاه گفت: در این حادثه ۶۵تا ۷۰نفر دچار آسیب نخاعی شدند که ۱۹نفر آنان آسیب جدی نخاعی دیدند که این جمعیت تا زمانی که نیاز آنان به خدمات درمانی رفع شود به صورت رایگان به این افراد خدمات ارائه می کند. علی اصغر پیوندی با اشاره به اینکه برای انجام حمایت های روانی در مناطق زلزله زده تیم های سحر هلال احمر در کرمانشاه همچنان فعالیت می کنند، گفت: حمایت روانی و اجتماعی از بازماندگان زلزله به وسیله هلال احمر برای کاهش اضطراب و تامین آرامش روحی زلزله زدگان بسیار مهم است. رئیس جمعیت هلال احمر در مورد فعالیت های حوزه توانبخشی هلال احمر برای زلزله زدگان کرمانشاه اینطور شرح داد: ما در زمینه توانبخشی نقش مهمی داریم و درمناطق زلزله زده هم افراد زیادی دچار مشکل شده اند که به این خدمات نیاز دارند. از همین رو در بیمارستان نورافشار تهران مصدومان را تحت درمان قرار دادیم و خدمات توانبخشی به صورت رایگان به آنها ارائه می شود و تا زمانی که لازم باشد این اقدامات درمانی ادامه خواهد یافت. پیوندی در این سفر از افرادی که در زلزله قطع نخاع شده اند عیادت و روند درمان و خدماتی که از سوی نیروهای هلال احمر به آنها ارائه شده را بررسی کرد. همچنین رئیس سازمان جوانان هلال احمر از تهیه بسته های لوازم التحریر برای دانش آموزان مناطق زلزله زده خبر داد و گفت: در این راستا ۱۷هزار بسته لوازم التحریر با کیفیت مناسب تهیه و برای استان کرمانشاه ارسال شده است و روز دوشنبه ۲۱آبان ماه با حضور استاندار و رئیس جمعیت هلال احمر به دانش آموزان روستا ها اهدا شد. علاوه بر این در کنار برنامه هایی که اجرا می شود قرار است از طریق کمک های مردمی و کمک کشور های دیگر یکسری اقلام ازجمله پوشاک تهیه و از سوی تیم های سحر ظرف هفته های آینده به زلزله زدگان توزیع شود.