خانه / سلامت / روش‌های آماده کردن فرزند اول برای ورود فرزند دوم

روش‌های آماده کردن فرزند اول برای ورود فرزند دوم

سلامت نیوز: فرزند اول به عنوان اولین ورودی جدید به خانواده برای پدر و مادرها متفاوت است. والدین و حتی خانواده های دختر و پسر همگی برای تولد اولین نوزاد لحظه شماری می کنند و همه محبت، عشق خود را در بالاترین حد به او به اشکال مختلف ابراز می کنند.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از تبیان، با تولد فرزند دوم، فرزند اول احساس می کند آن محبت اولیه که فقط متعلق به او بوده حالا باید تقسیم شود و این موجب نارضایتی و بروز رفتارهایی از او می شود. باید فرزند اول را برای ورود خواهر یا برادر جدید چگونه آماده کرد؟

با ورود فرزند دوم، والدین شاهد رفتارهای عجیب و غریبی از فرزند اول خود هستند؛ لجبازی، حسادت، کشیدن دست و پای نوزاد، از مادر جدا نشدن، طلب شیشه شیر و پستانک کردن، داد و فریاد و بهانه‌گیری‌های نامعقول. این رفتارهای کودکان به جهت ورود تازه وارد، به علت آماده نبودن او برای پذیرش یک خواهر یا برادر جدید است.

اولین فرزند عموماً برای پدر و مادر حس و حال عجیبی دارد. آن‌ها همه شرایط را مهیا می‌کنند تا فرزندشان در بهترین شرایط قرار گیرد و احساس آرامش داشته باشد. پدر و مادربزرگ‌ها هم برای فرزند اول بسیار وقت می‌گذارند. کودک با بزرگ شدن این محبت و احساس را درک و همه آن را برای خود می‌خواهد. اگر احساس کند شخص دیگری در دایره محبت‌های فراوان والدین قرار گرفته است نسبت به او حسادت و حتی تمام تلاش کودکانه خود را برای از بین بردن شخص دیگر انجام می‌دهند.

حتی اگر زن و شوهر به یکدیگر محبت ورزند و فرزند احساس کند که نادیده گرفته می‌شود سریعا عکس‌العمل برای جلب توجه انجام می‌دهد. یا اگر دارای دخترعمو، دایی، خاله یا عمه باشد بر سر پدربزرگ و مادربزرگ‌ها نیز این قشرق‌ها را به پا می‌کنند. چگونه می‌توان فرزند اول را برای ورود یک خواهر و برادر جدید آماده کرد تا رفتارهای نامعقول او با تولد کمتر و پذیرش او به عنوان یک عضو جدید خانواده بیشتر شود؟

دروغ نگویید
ممکن است فرزندتان از شما بپرسد که چگونه برای او یک خواهر یا برادر آورده‌اید، داستان آوردن لک لک‌ها، خریدن از مغازه را فراموش کنید و متناسب با سن کودکتان او را از وجود یک خواهر یا برادر دیگر آگاه سازید. این آگاهی کاملا بسته به سن کودک شما دارد؛ اگر کودکتان کمتر از ۵ سال دارد تا دو ماهه دوم و یا سوم از گفتن خبر بارداری به او خودداری کنید چراکه آنها تحمل انتظار چندین ماهه برای تولد یک نوزاد را ندارند و ممکن است این لحظه شماری آنها را اذیت کند.

با کودک حرف بزنید
بپذیرید که کودکتان در هر رده سنی توانایی درک کردن برخی از مسائل را دارد. در ارتباط با دوران نوزادی خودش با او حرف بزنید، عکس‌های مربوط به آن دوران را به او نشان دهید. به او بگویید که توانایی غذا خوردن، راه رفتن، حرف زدن و… را در آن دوره نداشته و اکنون به حدی بزرگ شده که می‌تواند این کارها را خودش انجام دهد. کودکتان با صحبت‌های شما به این درک می‌رسد که آنقدر بزرگ شده که می‌تواند کارهای خودش را انجام دهد، و با ورود خواهر یا برادر جدید نباید برای انجام دادن کارهایی که در توان خودش است لجبازی کند.

همانگونه که خودتان با فرزند داخل شکم صحبت می‌کنید، از کودکتان بخواهید برای خواهر و برادرش شعر و داستانی که بلد است را تعریف کند.

همیشه نوزاد را «برادر یا خواهر کوچک‌تر» خطاب کنید تا کودکتان احساس کند در برابر عضو جدید مسئولیتی بر گردن دارد.

از کودک نظرخواهی کنید
اگر قرار است برای نوزاد جدید اتاق بچینید و وسایلی بخرید حتماً از نظرات کودک اول خود بهره ببرید. از خرید لباس تا اسباب بازی و سایر وسایل نوزاد او را همراه کنید تا احساس کند نقشی در تولد او داشته است. می‌توانید از او بخواهید یک وسیله به انتخاب و سلیقه کامل خود به عنوان هدیه برای خواهر یا برادرش خریداری کند تا موقع تولد به او بدهد. شما نیز می‌توانید یک هدیه از طرف نوزاد برای فرزند تهیه و با تولدش به او بدهید.

خاطره کودکی‌تان را تعریف کنید
اگر از دوران کودکی و همبازی شدن با خواهر و برادرهایتان خاطرات جالبی دارید برای فرزندتان تعریف کنید. از فرزندتان بخواهید بازی‎ها و کارهایی که دوست دارد با خواهر یا برادرش انجام دهد را به شما بگوید یا نقاشی بکشد.

پس از تولد نوزاد احساس حسادت در او شعله‌ورتر می‌شود، بیشتر احساس تنهایی و عدم توجه از سوی والدین را دارد. هدیه آوردن دوستان و آشنایان برای نوزاد جدید، فرزند اول را به مرز اذیت کردن و حسادت می‌کشاند. گرچه نوزاد نیز احساس مادر و پدری را متوجه می‌شود اما فراموش نکنید که فرزند اولتان بیشتر محبت و مهربانی را درک می‌کند. سعی کنید در این بازه زمانی تا می‌توانید او را در آغوش بگیرید، به او توجه کنید اما باج ندهید؛ عموماً والدین برای سهولت خود و آرام شدن کودک به او وعده خرید خوراکی، اسباب‌بازی یا پارک بردن و… را می‌دهند، این باج دادن در تکرار رفتارهای نادرست فرزند بیشتر اثرگذار است.

وقتی شما در ابتدا احساس بزرگ شدن را به فرزندتان داده باشید می‌توانید در نگهداری فرزند دوم از او کمک بگیرید. برای مثال از او بخواهید پوشک، لباس، یا هر وسیله موردنیاز نوزاد را از کمد برای شما بیاورد و برای این کمک کردن او را تشویق و از او تشکر کنید. در مقابل رفتارهای خشن کودک با نوزاد، واکنش نشان دهید از او بخواهید. در مقابل تکان دادن شدید، ضربه زدن یا فشار دادن نوزاد سکوت نکنید و متناسب باسن کودک از او بخواهید نباید چنین کاری را تکرار کند.

درباره ی ali

مطالب مرتبط

۲۰ علتی که ممکن است ازدواج را برای شما کسل‌کننده کند!

سلامت نیوز: خیلی از کارهایی که انجام می دهیم یا انجام نمی دهیم، در زندگی مشترک باعث دوری ما و خسته کننده شدن رابطه می شود. این اتفاق در اغلب مواقع دلایل ساده ای دارد که با صرف انرژی بیشتر می توانیم به تدریج یک رابطه را احیا کنیم. به گزارش سلامت نیوز به نقل از ایرنا، در آغاز ازدواج، شاید انقدر همه چیز جدید و هیجان انگیز است که نگهداشتن هیجان و شور یک رابطه، کار دشواری نباشد. در این زمان ناراحتی های کوچکی وجود دارد که اغلب به سادگی حل می شود. اما همیشه شنیده ایم که این وضعیت در تعداد کمی از ازدواج ها دوامی ندارد و شور رابطه کاهش پیدا می کند و خستگی بیشتری به جان رابطه دست می اندازد. البته این اتفاق هم به این معنا نیست که فاتحه یک رابطه خوانده شده باشد و با صرف وقت و انرژی بیشتر، می توان دوباره رابطه زنده و پرشور را تجربه کرد. در اینجا به ۲۰ عاملی که در بسیاری از ازدواج ها باعث دوری و کاهش اشتیاق طرفین می شود به اختصار می پردازیم: ۱. سوال پرسیدن از شریک زندگی خود را متوقف کرده ایم. ما فکر می کنیم بعد از ۵ سال زندگی مشترک تمام ابعاد شخصیتی همسرمان را می شناسیم اما این یک طرز تفکر اشتباه است. درباره مسائلی که ذهن شما را درگیر می کند سوال کنید و یک دیگر را بیشتر بشناسید. ۲. رابطه شما دستخوش تغییر شده است، اما انتظارات شما خیر. وقتی یک رابطه را آغاز می کنید انتظاراتی دارید که باید به تدریج تغییر کند و مطابق با شرایط یک رابطه شود. ۳. شما یک دیگر را غافلگیر نمی کنید. هدیه های کوچک و توجهی که به یکدیگر می کنیم، یک رابطه را رشد می دهد. هر یک از طرفین در یک رابطه باید فک کنند که گاهی کارهایی را انجام دهند که دیگری را به شوق آورد. ۴. زبان عاطفی یکدیگر را نمی شناسید. برخی افراد با صبحت کردن، برخی با گرفتن هدیه و برخی دیگر با محبت خوشحال می شوند و از این حیث باید زبان عاطفی شریک خود را بشناسیم. ۵. شما با غذا درست کردن، به یکدیگر پیوند نمی زنید. غذا یک شکننده یخ قوی است و در بسیاری از موارد در تهیه غذا افراد به یکدیگر نزدیک می شوند و لحظات مفرحی را می سازند. ۶. شما فانتزی های فیلم ها را بیش از حد باور کرده اید. زندگی واقعی مانند زوج های فیلم های کمدی پیش نمی رود و اگر انتظارات غلطی داشته باشیم، احتمالاً از ازدواجمان ناامید می شویم. ۷. شما به روزمرگی افتاده اید. یک ریتم در هفته و اتفاقات تکراری شما را خسته می کند و بهتر است برای تغییر در حال خود، برای کارهای هیجان انگیز در طول هفته برنامه بریزید. ۸. شما برای رابطه خود هدف تعیین نکرده اید. حرکت به سمت یک هدف مشترک، خوشحالی و آرامش را به ارمغان می آورد. حتی اگر به چیزی دست پیدا نکنیم، همین حرکت مشترک بسیار لذت بخش است. ۹. آنقدر که لازم است زندگی خود را با شریک زندگیتان به اشتراک نمی گذارید. یا حوصله ندارید و یا فکر می کنید برای او مهم نیست. به هر علتی که باشد این یخ را بشکنید و از زندگی روزمره خود بگویید و از او بشنوید. ۱۰. زیاد از حد کنار هم بوده اید. وقتی زیادی از حد کنار هم باشیم و حرف های یکدیگر را بدانیم خسته می شویم، گاهی اوقات زمانی را برای خودتان صرف کنید. ۱۱. شما فکر می کنید همیشه همه چیز باید تازه باشد. بیش از حد به یک رابطه انتظار وارد نکنید. اینکه با زمان همه چیز مانند روز اول نباشد اتفاقی کاملا طبیعی است. ۱۲. کارهای شریک زندگیتان برای شما عادی شده است و از او قدردانی نمی کنید. شما کارهای او را مسلم می دانید و او از این اتفاق به طور قطع خسته می شود. ۱۳. روابط زناشویی خود را با محبت و توجه بیشتر دنبال کنید. ۱۴. شما بیش از حد درگیر تکنولوژی هستید. زمانی که برای تکنولوژی می گذاریم را مدیریت کنیم تا فرصت خودمان را صرفاً به گشت وگذار در تکنولوژی نگذرانیم و روابط خود را هم مدیریت کنیم. ۱۵. شما فقط زمان خود را به عنوان خانواده ( با فرزندان و ...) می گذرانید و از گذران زمان به عنوان یک زوج غافل شده اید. ۱۶. شما سندروم لانه خالی دارید. افراد بعد از اینکه فرزندانشان بزرگ شدند و به سوی خودشان رفتند، بعد از سال ها دوباره با هم تنها می شوند و احساس می کنند هیچ حرفی با یکدیگر ندارند. به جای اینکه از این شرایط احساس بدی داشته باشید از آن برای بازسازی روابط خودتان استفاده کنید و روابط، سفرها و رفت وآمدهای دو نفره را بیشتر کنید. ۱۷. شما محافل اجتماعی که در آن بوده اید را حذف کرده اید. گروه های دوستی خود را حفظ نکردید و احساس تنهایی و کمبود روابط گذشته خود را دارید. برای برقراری مجدد روابط خود تلاش کنید. ۱۸. حرفه شما ازدواج شما را تحت تأثیر قرار داده است. بدیهی است که حرف ما اهمیت دارد اما نباید در ازدواج ما نقش اول را داشته باشد. چندین روز در هفته کار خود را به منزل نبرید و تا ساعاتی وقت خود را برای خانواده کنید. ۱۹. شما برای رابطه خود، انرژی نمی گذارید. هرچه از شروع یک رابطه زمان بگذرد، نیاز بیشتری به مراقبت وجود دارد. برای رابطه خود وقت و انرژی بگذارید. ۲۰. شما فاقد ارتباط با خود هستید. اگر ارتباط ما با خودمان مثبت نباشد، بعید است در ارتباط با شریک زندگی خود ارتباط مثبتی داشته باشیم. منبع BestLife