خانه / سلامت / «ریتالین» همچنان خانه آخر شب امتحانی‎‌ها

«ریتالین» همچنان خانه آخر شب امتحانی‎‌ها

سلامت نیوز: درحالی در سال‌های اخیر هشدارهای زیادی در ارتباط با مصرف این قرص در رسانه‌ها و از طریق مسئولان عنوان شده است که درحال حاضر برشمار مصرف کنندگان این قرص در ایام امتحانات افزوده می‌شود تا آنجا که هشدارها همچنان نادیده گرفته می‌شود. شاید مصرف ریتالین هم که در جرگه قرص‌ها است مانند مصرف سیگار، قلیان، ترامادل و حتی ماریجوانا دیگر برای جامعه و مسئولان نهادینه و برخورد با این نوع معضلات که سلامتی انسان را هدف گرفته اند، عادی شده است.

به گزارش سلامت نیوز، روزنامه ابتکار نوشت: فصل امتحانات دانشگاه ها آغاز شده است و دانشجویانی که در طول ترم به فکر پایان کار نبودند حال در تکاپو هستند تا شاخ غولی به نام امتحانات را بشکنند. در این بین در سال های اخیر برخی دانشجویان و حتی دانش آموزان برای بالا بردن تمرکز خود برای مطالعه دست به کارهای عجیبی می زنند، یکی از این کارها مصرف قرص هایی برای بیدار ماندن است.

ورقی ۴۰ هزار تومان
ساناز، دانشجوی ارشد یکی از رشته های پزشکی است. او برای دومین ترم متوالی است که به سراغ قرص «ریتالین» می رود. وقتی به او می گویم که به عنوان یک مصرف کننده قرص ریتالین حاضر به مصاحبه است، می گوید :«من مصرف کننده نیستم. فقط بعضی امتحانات که خوب نخوندم، قرص می‌خورم تا بیدار بمونم.»
ساناز می گوید که خورد این قرص به او کمک می‌کند تا بیدار بماند و تمرکز او را بالا می برد.
او می گوید:«ببینید، مثلا من وقتی می خواهم درس بخوانم، حواسم پرت می شود. به همه چیز فکر میکنم الا درس و کتاب. وقتی قرص می خورم تا چند ساعت راحت روی کتاب تمرکز می کنم و به راحتی چندین فصل می خوانم.»

ساناز تعداد مصرف قرص های ریتالین را بسته به شرایط بدنی فرد می داند. او می گوید: «تپش قلب می گیرم و ضربان تند تند می زند.»
اما ریتالین چیست و چرا دانشجویان در فصل امتحانات دست به دامان یک قرص دراز می کنند. سال ۱۹۵۴ میلادی قرص ریتالین برای اولین بار به بازار دارویی جهان عرضه شد. این دارو برای درمان افسردگی، خواب آلودگی مورد استفاده قرار می گرفت. با گذر زمان داروشناسان به خصوصیات درمانی این قرص برای بچه های بیش فعال پی بردند. حال حدود دو دهه است که مصرف آن در میان دانش آموزان(کنکوری ها) و دانشجویان افزایش یافته است؛ تا جایی که می گوید:«معجزه می کند!»
آری، معجزه می کند. این حرف را ساناز می زند. او می گوید: «برای خواندن کتاب هایم درشب امتحان نیاز دارم تا چندین ساعت بیدار بمانم.»
ساناز می گوید: «برای من که فقط در بعضی امتحانات از این قرص مصرف می کنم؛ ظاهرم نیز بی خوابی را نشان می دهد. یعنی صبح روز امتحان زیر چشمانم پُف کرده و معلوم می شود که شب را نخوابیده ام. هرچند به نمره خوب می ارزد.»
زمانی که به او از عوارض مصرف قرص ریتالین می‌گویم که شامل مواردی همچون «افزایش درجه حرارت بدن»، «بی نظمی در ضربان قلب»، «سردرد»، «تهوع»، «افزایش فشارخون» و «تشنج» است، می‌گوید: «اتفاقا یکبار ریتالین خوردم و بعد از دو ساعت یک فنجان قهوه هم خوردم. تپش قلبم به شدت بالا رفت و اصلا نمی دانستم چکار کنم. بعد یکی از دوستانم گفت که این کار به شدت خطرناک است. چون باعث می شود ضربان قلب بالا رود و احتمال سکته قلبی افزایش پیدا می کند.»
ساناز در ارتباط با تهیه این قرص می‌گوید: «یکی از دوستانم داروخانه ای آشنا داره که داروخانه هم هرچقدر قرص بخواد به او می دهد. فکر کنم قیمت هر ورق از قرص ریتالین ۴۰ هزار تومان باشد.»
او در جواب این سوالم که مصرف ریتالین باعث نمی‌شود میل به مصرف سایر قرص ها پیدا کنید؟ می گوید: «تا اینجا که پیش نیامده که چنین اتفاقی رخ بده. یعنی من حتی سیگار هم نمی کشم؛ چه برسه قرص و اینجور چیزا.»

۸ فصل در ۱۴ ساعت!
مجتبی، دانشجوی ارشد رشته فیزیک در دانشگاه تهران است. معدل ۳ ترم گذشته او قریب به ۱۷ بوده و او از ترم های آخر کارشناسی به سراغ ریتالین رفته است.
او می گوید: «اگر یک امتحان داشتم، تنها یک قرص می خورم که راحت تا ۴۸ ساعت بیدار می مانم. البته بعد از ۴۸ ساعت بیداری، توانی برایم نمی ماند و ۴۸ ساعت نیاز به خواب دارم.»
او قرص را مضر می داند اما با توجه به اینکه ۳ سال است که از آن استفاده می کند، می گوید:«دیگر عادت کرده ام. خیلی ها افراد رو می‌شناسم که در دوره کنکور مصرف می کنند. البته مصرف در دوره کنکور با شب امتحانی فرق می کند؛ سهمی شکل است. یعنی دُز بالا و پایین دارد.»
مجتی می گوید:«خیلی از پزشکان به بیمار توضیح دادن که چگونه مصرف کنند و دنشجویان هم از همان طریق آموزش دیدند. سابقه مصرف ریتالین در دانشگاه های استرالیا و آمریکا به سال ۲۰۰۰ بر می‌گرده. ما می دانیم که مصرفش ضرر داره اما وقتی تو بازار موجود و کاربردی هم هست، چرا که نه!»
او به عنوان یه خاطره می گوید: «برای یک امتحان در ۱۴ ساعت ۸ فصل کتاب خوندم.»
او در ارتباط با تهیه قرص ها ادامه می دهد: «گزارش ندید بیان دستگیرمون کنند. یکی از دوستانم پرونده پزشکی تشکیل داده و از اون طریق ماهم قرص می گیریم ازش.»
بیش از ۲۰ سال از مصرف ریتالین به عنوان حفظ تمرکز در میان دانشجویان می گذرد. هرچند ریتالین تنها یک نام تجاری است اما در کشورمان «متیل فنیدات» را به ریتالین می شناسند.
درحالی در سال‌های اخیر هشدارهای زیادی در ارتباط با مصرف این قرص در رسانه‌ها و از طریق مسئولان عنوان شده است که درحال حاضر برشمار مصرف کنندگان این قرص در ایام امتحانات افزوده می‌شود تا آنجا که هشدارها همچنان نادیده گرفته می‌شود. شاید مصرف ریتالین هم که در جرگه قرص‌ها است مانند مصرف سیگار، قلیان، ترامادل و حتی ماریجوانا دیگر برای جامعه و مسئولان نهادینه و برخورد با این نوع معضلات که سلامتی انسان را هدف گرفته اند، عادی شده است.

درباره ی ali

مطالب مرتبط

فروش همسر ؛پدیده ای شبیه به افسانه!

سلامت نیوز-*امیر کاظمی اصل:بدون شک فقر یکی از معضلات حاد اجتماعی است که با رشد روزافزون خود می تواند خانواده را به منجلابی بی پایان برده و جامعه را نیز به قهقرا بکشاند؛ فقر از آن دسته مسائلی است که بسیاری از اصول را زیر پا گذاشته و فرد فقیر را به نازل ترین سطح اخلاقی می رساند. به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه صدای اصلاحات شاید به همین دلیل است که فقر و ایمان را دو مقوله ای کاملا در تضاد با یکدیگر دانسته اند و این به معنای بی رحم بودن این آسیب اجتماعی بوده است. این در حالی است که فقر و نداری به مثابه مادر آسیب های جامعوی شناخته شده و ارتباط تنگاتنگی با مسائل اجتماعی دیگر دارد. در اینکه فقر ذاتا پدیده ای آسیب زا است هیچ تردیدی نیست ولی مسئله آنجاست که در مواقعی، جامعه اتفاقات شگفت انگیز و عجیبی را شاهد می شود که حتی اندیشیدن به آن بسیار دشوار است. اتفاقاتی که شاید در ناواقعی ترین آثار سینمای تخیلی هم دیده نشده و اگر فرد شخصا شاهد این رویداد نباشد نمی تواند وقوع آن را بپذیرد. یکی از عجایب اجتماعی اخیر پدیده ای تحت عنوان همسرفروشی است که حتی تصورش هم ناممکن به نظر می رسد اما واقعیت آن است که این امر در جامعه سابقه داشته و در برخی موارد، بسیار شدیدتر و دردناک تر از آن بوده که طرح جزئیات آن امکانپذیر باشد. اگرچه علاوه بر رابطه مستقیم بین فقر و تن فروشی و افزایش سرسام آور آن، روسپیگری یکی از بغرنج ترین آسیب های اجتماعی بشمار می آید ولی پدیده فروش همسر را باید جزو غیرانسانی ترین و شرم آورترین اقداماتی دانست که فروپاشی خانواده را هدف قرار داده و پایانی تلخ را برای آنها رقم خواهد زد. در پدیده فوق می توان مسئله کودک همسری را هم به نوعی آغازی برای معامله دختران و زنان دانست و آن را به عنوان مقدمه ای برای وقوع همسرفروشی مورد تحلیل قرار داد. ظهور پدیده فروش همسر به انگلستان باز می گردد که به عنوان جایگزینی برای طلاق بود و در میان قشر ثروتمند جامعه رواج داشت. آن هنگام که مردان علاقه ای به ادامه زندگی مشترک خود نداشتند زنان خود را از طریق مزایده عمومی به فروش می رساندند. به دیگر سخن با بستن طنابی به گردن زنان و گرداندن در شهر اعلام می داشتند که قصد فروش همسر خود را دارند و خریداری که بالاترین پیشنهاد را می داد زن را می خرید. این مزایده علاوه بر اینکه نوعی اقدام نمادین برای اعلام جدایی زوج از یکدیگر بود، در صورت عدم رضایت زن سبب ابطال معامله می شد و همچنین اگر خریدار پس از مدتی از خریدش پشیمان می شد این حق را داشت که دوباره زن را به فروش برساند. این در حالیست که حتی انتشار آگهی فروش زنان هم امری رایج بود و در روزنامه های رسمی جامعه فوق قابل مشاهده بود. این پدیده تا بدان جایی پیش رفت که ارزش زنان را تا سر حدی تقلیل داد که در بازار دام به فروش رسیده و با حیوانات در یک طبقه قرار می گرفتند. جالب تر این بود که مردان خریدار و فروشنده پس از معامله جشن می گرفتند و زن رسما از آن خریدار می شد. هدف اصلی این اقدام پایان زندگی تلخ و غیرقابل تحملی بود که در آن هر دو طرف رنج می برند و جدایی برای آنها به مثابه آغازی زیباتر می نمود. هرچند این جدایی با تلخی های بیشتری همراه می شد و به هیچ عنوان نمی توان توجیهی منطقی برای این عمل قبیح ارائه کرد. به تدریج با قانونی شدن و نیز سهولت در امکان جدایی زوجین از مسیر طلاق رسمی، این پدیده رو به افول رفت و جامعه را از این اقدام ننگین رهایی داد اما این پایان ماجرا نبود و پس از سال ها دوباره همین اقدام با تغییراتی در ظاهر ارائه اش در جوامع مختلف ظهور کرد. در برخی موارد این عمل با عناوین شرم آورتری تحت عنوان اجاره همسر مشاهده شده و در این میان زنان را به مثابه کالایی می پندارند که علاوه بر بهره مندی جنسی همسرانشان از آنها، می توانند از وجود آنها کسب درآمد کرده و با در اختیار گذاشتن ناموس خود برخی از مسائل مالی خود را مرتفع کنند. در نگاه نخست انجام این عمل با توجه به حساسیت مردان به مسائل مربوط به ناموسشان که حاکی از میزان غیرت آنهاست بعید به نظر می رسد اما با اندکی واقع بینی می توان دریافت که این پدیده شوم در زمره حقایقی است که در جامعه وجود دارد و صرفا با نادیده انگاشتن آن نمی توان وضعیت موجود را زیبا جلوه داد. ناگفته پیداست مردانی که دست به چنین اقداماتی می زنند قطعا از سلامت روانی قابل قبولی برخوردار نیستند و غالبا از جمعیت مردان درگیر با اعتیاد شدید هستند. اعتیاد و بالاخص اعتیادی که با فقر آمیخته شده باشد قدرت تفکر را از فرد گرفته و سبب می شود که شخص معتاد صرفا برای دستیابی به مواد مخدر موردنیاز خود دست به هر عملی بزند؛حال این عمل غیراخلاقی یا شرمسارانه هم که باشد فقط هدف شخص معتاد برایش در اولویت است. در غیر این صورت نمی توان این خواسته نامتعارف مردی که در صحت کامل عقل و حتی برخورداز از حداقل سلامت روان است را متصور شد. پدیده همسرفروشی یک پدیده کاملا زنانه است که برخلاف انواع دیگر معضلات جنسی که روز به روز بر تنوع آن در بین مردان و زنان افزوده می شود، در مورد مردان مصداق پیدا نکرده و به نوعی می توان آن را مقوله تحت عنوان خیانت خودخواسته مطرح کرد. به دیگر سخن در این پدیده، مرد به طرز عجیبی خیانت را بر خود روا می دارد و خود و همسرش را در فضایی قرار می دهد که جایگاه والای انسانی را به جایگاهی پست و حیوانی نزول می دهد. جالب اینجاست که در برخی مواقع تجاوز به همسر در حضور شوهر صورت می گیرد و این باعث آزار روحی و روانی بسیار شدیدتری برای زن خواهد شد. البته این امر را می توان تحت اجبار افراد دیگری چون پدر و برادر نیز تصور کرد اما شدت درد این پدیده این است که مرد تصمیم به عمومی کردن حوزه خصوصی خود کند و همسرش را که طبق قانون و نیز عرف و رسم فقط باید به خودش متعلق باشد را به دیگری واگذار کند. از آنجایی که نمی توان به آمار درستی از شیوع تن فروشی های اجباری به دست آورد ولی طبق پژوهش های صورت گرفته، در حدود یک سوم زنان روسپی با اجبار همسر یا دیگر فرد خانواده به این مسیر قدم گذاشته و هم بالینی با فردی غیر از همسر خود را تجربه کرده اند. فارغ از اینکه این عمل به نوعی همسرآزاری با میزان بسیار شدت دارتری نسبت به انواع دیگر آن منتسب بوده و خشونت وارده بر زن بسیار حاد و در برخی موارد با تبعاتی جبران ناپذیر تلقی می شود، آسیب روانی و در راستای آن مصائب اجتماعی فراوانی را بر فرد و جامعه تزریق خواهد کرد. البته از دیدگاه حقوقی، زن به دلیل اجباری که در برقراری رابطه نامشروع وجود داشته محکوم نشده و حتی حق درخواست طلاق را هم خواهد داشت اما مهم این است که در روند این پدیده و همچنین پس از وقوع آن چه میزانی از مشکلات گریبان اجتماع را خواهد گرفت. در بسیاری از مواقع علاوه بر اینکه زن پس از هتک حرمت که غالبا به دست افراد معتاد دیگری که در کنار اعتیاد به انواع مواد مخدر، از الکلیسم هم رنج می برند، خود به سمت اعتیاد کشیده و در صورتی که دچار فقر هم باشد با توجه به تجربه فروش تن، احتمال روی آوردن به این اقدام ناشایست را به عنوان شغل و با انگیزه کسب درآمد خواهد داشت. علاوه بر این در صورت طلاق که خود آسیبی اجتماعی است که عوارض بیشماری را بویژه برای زنان به همراه دارد، احتمال بروز و رشد روسپیگری بسیار بیشتر خواهد شد. شدیدترین ارتباط امر فروش همسر خودکشی زن و یا قتل مرد و دیگر افرادی است که به زن تجاوز داشته اند. خودکشی به جهت عدم تحمل فشارهای وارده بر زن مورد تجاوز واقع شده دور از انتظار نیست و طبق آمارهای مربوط به شوهرکشی، عده قابل توجهی از زنان در راستای انتقام جویی از همسرشان به خشونت بیشتری متوسل شده و ناخواسته به قاتلی تبدیل شده اند که خود قربانی امری شده که به هیچ وجه تمایلی به آن نداشته است. ناگفته پیداست که شیوع این نوع از مسائل اجتماعی بر حیثیت جامعه لطمه زده و در صورت عدم پیشگیری شاید تا آنجایی رشد کند که به امری طبیعی تبدیل شده و افراد را وادار سازد که با بی شرمی محض و حتی با نوعی احساس افتخار نسبت به مالکیت زن توسط مرد، برای فروش محصول خود به چاپ اعلانیه و یا نشر آگهی فروش اقدام کنند. همانند اقدام بسیار عجیبی که در همان کشور انگلستان صورت گرفت و پسر جوان که البته مشکل خاصی هم با همسر خود نداشت با انتشار آگهی ای با تیتری بی شرمانه، اعلام کرد که قصد واگذاری همسرش را در ازای مبلغی به میزان حدودا یک میلیارد تومان به ارزش پول ملی ایران دارد. این پسر جوان علاوه بر اینکه مزایای اخلاقی و هنری همسرش را به عنوان آپشن های مثبت وی به جهت ترغیب مشتریان ذکر کرده بود، با عبارات دیگری مردان را وسوسه می کرد که نسبت به خریداری این زن اقدام کنند؛ البته نه در دورانی که همسرفروشی در این کشور رواج داشت و صدها سال از آن دوران می گذرد بلکه در زمانی بسیار نزدیک تر. چندی پیش و در قرن بیست و یکم. *وهشگر اجتماعی-خبرنگار