خانه / سلامت / قهر غیرقانونی استخدام دولتی با معلولان!

قهر غیرقانونی استخدام دولتی با معلولان!

سلامت نیوز: آخرین دوره آزمون استخدامی دولتی در حالی ۱۵ تیرماه برگزار شد که معلولان جویای کار اعتراض زیادی به آن دارند. معلولان در رشته‌های فنی در مرحله آزمون پذیرفته می‌شوند، اما در نهایت در بخش مصاحبه به راحتی رد می‌شوند که این هم از سر اعمال سلیقه شخصی است؛ در نتیجه فردی که توانایی علمی را برای پاسخگویی دارد، توانایی اجرایی هم دارد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از جوان، آخرین دوره آزمون استخدامی دولتی در حالی ۱۵ تیرماه برگزار شد که معلولان جویای کار اعتراض زیادی به آن دارند. معلولان در رشته‌های فنی در مرحله آزمون پذیرفته می‌شوند، اما در نهایت در بخش مصاحبه به راحتی رد می‌شوند که این هم از سر اعمال سلیقه شخصی است؛ در نتیجه فردی که توانایی علمی را برای پاسخگویی دارد، توانایی اجرایی هم دارد. با این حال، اما از استخدام آن‌ها ممانعت به عمل می‌آید. هنگامی که فراخوان برگزاری این آزمون در اردیبهشت‌ماه سال جاری منتشر شد، تعداد زیادی از معلولان کشور با نگارش نامه‌ای گلایه‌آمیز به رئیس‌جمهور خواستار رسیدگی جدی به مشکلاتشان شدند، چراکه روند استخدام‌ها به طرز آشکاری حقوق معلولان را نادیده می‌گرفت.
در پنجمین آزمون استخدامی دولت بیش از ۱۹ هزار تن در فرآیند آن استخدام خواهند شد. البته جمعیتی حدود ۲۱۰ هزار تن هم برای یافتن یک شغل بادوام، شانس خود را در این آزمون امتحان می‌کنند.‌ای نامه که می‌روی به سویش!
معلولان در نامه اعتراضی خود بر اساس بند ۹ از اصل ۳، ۱۹ و ۲۸ قانون اساسی، ماده ۱۵ قانون حمایت از حقوق معلولان و ماده ۲۷ کنوانسیون بین‌المللی حمایت از حقوق معلولان از بی‌توجهی به حقوق‌شان گلایه کردند.
دستگاه‌های دولتی موظف هستند سه درصد از استخدام‌ها را به افراد دارای معلولیت اختصاص دهند. متأسفانه این امر از همان ابتدا در اجرا با مشکل مواجه شده، چراکه بیشتر وزارتخانه‌ها، سازمان‌های دولتی و دستگاه‌های اجرایی نه‌تن‌ها این قانون را اجرا نکرده‌اند، بلکه یکسری سلیقه‌هایی در اجرای قانون اعمال کردند. به عنوان مثال قرار است ده‌ها هزار معلم استخدام شوند، در حالی که در یکی از بند‌های آگهی، موضوع «سلامت کامل جسمی» نیز عنوان شده که این موضوع با قانون منافات دارد.
در سال ۹۳ قرار بود ۴۰ هزار معلم استخدام شوند که ۱۲۰۰ تن هم سهمیه معلولان بود، اما به بهانه‌های مختلف افراد معلول را رد کردند و بر اثر تقاضا‌های بسیاری که از طرف NGO‌ها مطرح می‌شد، در نهایت ۶۷۰ معلول استخدام شدند و این یکی از مشکلاتی است که در حوزه استخدام معلولان وجود دارد.
متأسفانه وزارتخانه‌ها مراعات سهمیه استخدام معلولان را نمی‌کنند و این به نیروی کار بالقوه‌ای که در کشور وجود دارد، ضربه می‌زند. نیروی کاری که می‌تواند در توسعه ملی تأثیرگذار باشد و همچنین مشارکت اجتماعی معلولان را نیز در پی خواهد داشت.

تحصیلات عالی و موقعیت‌های ناکافی
بیش از یک میلیون و ۳۰۰ هزار تن در کشور دچار معلولیت هستند که مسئولان و مدیران اجرایی کشور در فرآیند تصمیم‌گیری‌های خود، همواره کمترین توجه را نسبت به آن‌ها دارند و این بی‌توجهی‌ها در حوزه‌های مختلف، مشکلات فراوانی را برای آن‌ها ایجاد کرده است. از جمله این مشکلات می‌توان به فقدان شغل مناسب و منبع درآمد پایدار برای این افراد به ویژه افرادی که دارای تحصیلات عالیه و دانشگاهی هستند، اشاره کرد. افرادی که به دلیل مشکلات جسمی و محدودیت‌هایی که دارند، بیش از هر فرد دیگری نیازمند مراقبت و تأمین هزینه‌های پزشکی و درمانی هستند.
جدا از استخدام نیرو در آموزش و پرورش که به دلیل محدودیت‌های شدید پزشکی، افراد معلول اصلاً شانسی برای ورود به آن‌ها ندارند در سایر کد شغل‌ها نیز تأکید شده است که افراد معلول، تنها در کد‌هایی امکان استخدام دارند که ظرفیت پذیرش در آن‌ها بیش از دو نفر باشد. این یعنی در بسیاری از کد رشته‌هایی که ظرفیت پذیرش یک نفر است، به دلیل مسائلی مثل موقعیت جغرافیایی، زادگاه افراد و بومی‌گزینی باز هم آن‌ها هیچ شانسی برای جذب ندارند و در دیگر فرصت‌ها نیز قطعاً در صورت موفقیت در آزمون کتبی، در مصاحبه رد صلاحیت خواهند شد.
بررسی نوع برخورد مدیران اجرایی کشورمان با معلولان که در آزمون استخدامی سال جاری نیز قابل ردیابی است، به خوبی گویای این است که صد‌ها هزار معلول جامعه مشکلاتی در حوزه اشتغال دارند و به‌رغم تحصیلات عالی به دلیل این محدودیت‌ها فرصت چندانی برای تأمین درآمد ندارند و تمام این اقدامات هم برخلاف قوانین صورت می ­گیرد.

درباره ی ali

مطالب مرتبط

داغ بر داغ زلزله

سلامت نیوز: مناطق زلزله زده سرپل ذهاب یک سال بعد از زلزله نارین از زلزله وحشت داشت. حکایت بم را بارها از همسایه اش شنیده بود. برایش مثل روز روشن بود اگر تقدیر به دست زمین بیفتد، هزاران زنده پا به دنیای مردگان می گذارند. به گزارش سلامت نیوز به نقل از همشهری ، برای خواهرش مهتاب هم تعریف کرده بود که چه بر سر همسایه اش و هزاران خانواده بمی دیگر در شب پنجم دی ماه۸۲ آمد. مهتاب که ترس به جانش افتاده بود، می گفت: بم کجا، کرمانشاه کجا. نارین جان مراقب باش خواهر. سیستان و بلوچستان به بم کرمان نزدیک است. نکند زبانم لال زلزله بیاید. دست شوهر و بچه هایت را بگیر و بیا کوییک عزیز . خواهر وحشت زده، هربار که این را می شنید، با غصه سر تکان می داد و می گفت: می آیم. ۲ماه دیگر کار علی تمام می شود. آن روز را فردا نخواهم کرد. فی الفور برمی گردیم. قرار بود نارین تا شب یلدا از سیستان وبلوچستان کوچ کند و برای همیشه به زادگاهش -روستای کوییک عزیز سرپل ذهاب- برگردد. اما طاقت نیاورد. روز بیستم آبان۹۶ مهتاب و اقوامش را غافلگیر کرد. او به همراه خانواده اش آمدند کوییک عزیز. بدون اسباب و وسیله. مهتاب پرسید: اسباب تان کو؟ خواهرش گفت: ماند برای همان شب یلدا. دلتنگ بودیم. آمدیم مهمانی. بعد لبخند پرمهری روی چهره اش نشست و برای خواهر بزرگ ترش دلبری کرد: چیه؟ مهمان نمی خواهی؟ مهتاب خواهر دردانه اش را به آغوش گرفت. رنج دوری و دلتنگی که یک سال بر سینه دو خواهر سنگینی می کرد، آرام گرفت. شب بیست ویکم آبان۹۶ در خلوت دو خواهر رازهای سربسته ای رد و بدل شد؛ از همیشه صمیمی تر، آنقدر که همه حرف های ناگفته دل، به زبان آمد. نارین از موقعی که رفته بود سیستان و بلوچستان تنها همدمش همان همسایه بمی بود. وقتی هم می آمد خانه مهتاب با خود خاطرات خدیجه خانم را می آورد. خدیجه خانم، زن مسنی بود. او خیلی از اعضای خانواده و فامیلش را در زلزله بم از دست داده بود. با این حال همه زندگی پیرزن، کابوس زلزله نبود و نارین جوان از او چیزهای زیادی یاد گرفته بود؛ حتی آشپزی و خانه داری. آن شب مهتاب کلی درددل کرد و نارین از ترس هایش گفت. قبل ترها بارها به خواهرش گفته بود که از زلزله می ترسد. اما این بار یک چیز دیگر هم گفت. برای نخستین بار از وحشت بزرگ تری حرف زد: مهتاب هیچ می دانستی که بعد از زلزله بم، رفتگان را در گورهای دسته جمعی به خاک سپردند؟ مهتاب مو بر تنش سیخ شد: وای پناه بر خدا. بعد خواهر کوچک تر حرف عجیب تری افتاد سر زبانش: مدتی است کابوس گور دسته جمعی می بینم، کابوس وحشتناکی است... هردو ناخواسته برای مدت کوتاهی ساکت شدند و خیال خود را در عمق چنین فاجعه ای غرق کردند. آن شب وقتی دل های دو خواهر حسابی به هم نزدیک شده بود، نارین یکدفعه میان درددل ها زد زیر خنده. مهتاب گفت: به سرت زده دختر. غم و ترس در چشمان نارین افتاد: چرا امشب اینطور شدیم. انگار دم آخر است. مثل آدم هایی که وصیت می کنند حرف می زنیم... خواهر بزرگ تر نگذاشت او حرف هایش را تمام کند، صورتش برافروخته شد: زبانت را گاز بگیر دختر. نارین مثل همیشه شیطنت کرد، ادا درآورد و زبانش را گاز گرفت. حرص مهتاب درآمد. بعد خنده افتاد به جانشان. یک سال از آن شب گذشته. حالا دست های لرزان مهتاب روی گور دسته جمعی می لغزد. نارین به همراه همسر، فرزند، برادر و فرزندان برادرش اینجا خفته اند. نارین آمده تا همیشه در کنار مهتاب بماند. خواهر هم سنگ تمام گذاشته برایش، همه این یک سال، همه روزهای این یک سال سر زده به نارینش. مهتاب از آن شب به بعد از خانه اش بیزار است. از خانه بی وفایی که شب زلزله خراب شد بر سر همه زندگی اش، همه دار و ندارش. گور دسته جمعی شده تصویر غالب زندگی اش. خانه های تازه برای این مردم زلزله زده حکم خانه امید دارد. افسوس که خانه های امید نیمه کاره مانده؛ از سرپل ذهابش گرفته تا کوییک ها، ازگله، تازه آباد و روستای نیمه کاره. اینجا طلسم شده، بناهایش زمینگیر شده، آدم ها روحشان در تسخیر یأس و ترس است. مثل مریم. مثل خیلی از مادران زلزله دیده منطقه کرمانشاه که خانه شان تعمیر یا ساخته شده، اما وحشت نمی گذارد شب زیر سقف بمانند. اینجا در کنار اندک خانه سرپایی یک کانکس یا چادر هم علم است. مردم می گویند: می ترسیم زیر سقف بمانیم. اگر زلزله آمد... سرپل ذهاب و روستاهایش در یک سالگی زلزله، دیگر آن شهر ویرانه نیست. چهره تازه ای به خود گرفته، سر پل شهر زمختی شده که در تسخیر اسکلت های فلزی ساختمان هاست. خانه های نیمه کاره بر روستا ها چتر انداخته، کانکس و چادر ها در کنار این ساختمان های رهاشده هنوز برپا هستند. بهداشت شهر تعریفی ندارد. خیلی ها برای خودشان حمام و سرویس بهداشتی ساخته اند؛ کاملا غیراستاندارد، غیربهداشتی و بدشکل. در ازگله که وضع بدتر است. زور چادر ها به کانکس ها می چربد. همه اینها هست اما این مردم در کنار مهیا شدن حداقل امکانات زندگی، امید می خواهند. کوچک و بزرگ ندارد همه شان به دنبال گوش شنوایی هستند. به دنبال نگاه مهربانی که دل دردمندشان را نوازش کند. آنها به شدت نیاز به حمایت های مالی و روانی دارند. در روستای کوییک حسن، دختر ۸ساله ای گفت من حرف دارم. از مدرسه تازه تعطیل شده بود. مدرسه فلزی اش چندان تعریفی نبود؛ چند اتاقک با ستون های آهنی و سقف و دیوارهای شیروانی. خشک و بی روح مثل انبار شرکت هایی که در بیابان موقتا علم شده. حدس بر این بود که مدرسه مناسب بخواهد یا اینکه بخواهد از شر کانکس و چادر نجات پیدا کند، شاید بخواهد پدرش بیکار نباشد دیگر، یا اصلا بگوید کمک مالی می خواهیم. اما هیچ کدام از اینها نبود. می خواست از شب زلزله حرف بزند. از یک دقیقه ای که با مادرش زیر آوار ماند و هزارسال گذشت. ستاره گفت: من خواب بودم. در کنار مادرم آرام بودم. یک دفعه نفسم سنگینی کرد. از خواب پریدم. بیدار که شدم انگار دنیا آوار شده بود روی سینه ام. خواستم در آن تاریکی مادرم را پیدا کنم. اما دستانم تکان نمی خورد. صدای بم پدرم را می شنیدم که فریاد می کشید. خواستم منم فریاد بکشم دهانم را که باز کردم از خاک پر شد. خیلی تنها بودم. گفتم حتما خواب می بینم. باید چشمانم را به روی این خواب ببندم. یک دفعه فهمیدم که چشمانم هنوز بسته است! هرچه تلاش کردم باز نمی شد. قل هوالله خواندم. سعی کردم در این خواب بخوابم.خوابیدم، وقتی چشمانم را باز کردم پدرم بالای سرم اشک می ریخت. بغلم کرد، آن موقع از خواب بیدار شدم. حرف های ستاره که تمام می شود. زن جوانی او را محکم در آغوش می گیرد. با زبان محلی قربان صدقه دخترک می رود. او فاطمه است؛ مادر ستاره. می گوید: خدا را شکر همه نجات پیدا کردیم آن شب. ستاره و من کمتر از یک دقیقه زیر آوار بودیم. اما این کودک به خرجش نمی رود. هنوز در شوک است. مثل خیلی از بچه های این دیار. بزرگ تر ها هم حال و روز خوشی ندارند. نمی دانیم باید چه کنیم، درمان این درد چیست؟ حمایت روانی و اجتماعیهلال احمر از زلزله زدگان در نخستین سالگرد زلزله کرمانشاه، عزیز الله مهدیان، معاون امور بازسازی بنیاد مسکن انقلاب اسلامی گفت: در زلزله مهیب ۲۱ آبان سال۹۶ کرمانشاه در مجموع ۱۰۷هزار واحد روستایی و شهری خسارت دیده داشتیم که ۳۵ هزار واحد آن صد در صد تخریب شده بود. از این تعداد بیش از ۵۷ هزار واحد تکمیل شده است که در بخش روستایی ۲۵هزار واحد و حدود ۱۵۰۰واحد هم در بخش شهری بوده است. در ادامه این مراسم رئیس جمعیت هلال احمر نیز با اشاره به وسعت زلزله کرمانشاه گفت: در این حادثه ۶۵تا ۷۰نفر دچار آسیب نخاعی شدند که ۱۹نفر آنان آسیب جدی نخاعی دیدند که این جمعیت تا زمانی که نیاز آنان به خدمات درمانی رفع شود به صورت رایگان به این افراد خدمات ارائه می کند. علی اصغر پیوندی با اشاره به اینکه برای انجام حمایت های روانی در مناطق زلزله زده تیم های سحر هلال احمر در کرمانشاه همچنان فعالیت می کنند، گفت: حمایت روانی و اجتماعی از بازماندگان زلزله به وسیله هلال احمر برای کاهش اضطراب و تامین آرامش روحی زلزله زدگان بسیار مهم است. رئیس جمعیت هلال احمر در مورد فعالیت های حوزه توانبخشی هلال احمر برای زلزله زدگان کرمانشاه اینطور شرح داد: ما در زمینه توانبخشی نقش مهمی داریم و درمناطق زلزله زده هم افراد زیادی دچار مشکل شده اند که به این خدمات نیاز دارند. از همین رو در بیمارستان نورافشار تهران مصدومان را تحت درمان قرار دادیم و خدمات توانبخشی به صورت رایگان به آنها ارائه می شود و تا زمانی که لازم باشد این اقدامات درمانی ادامه خواهد یافت. پیوندی در این سفر از افرادی که در زلزله قطع نخاع شده اند عیادت و روند درمان و خدماتی که از سوی نیروهای هلال احمر به آنها ارائه شده را بررسی کرد. همچنین رئیس سازمان جوانان هلال احمر از تهیه بسته های لوازم التحریر برای دانش آموزان مناطق زلزله زده خبر داد و گفت: در این راستا ۱۷هزار بسته لوازم التحریر با کیفیت مناسب تهیه و برای استان کرمانشاه ارسال شده است و روز دوشنبه ۲۱آبان ماه با حضور استاندار و رئیس جمعیت هلال احمر به دانش آموزان روستا ها اهدا شد. علاوه بر این در کنار برنامه هایی که اجرا می شود قرار است از طریق کمک های مردمی و کمک کشور های دیگر یکسری اقلام ازجمله پوشاک تهیه و از سوی تیم های سحر ظرف هفته های آینده به زلزله زدگان توزیع شود.