خانه / سلامت / مرگ آورهای بی ضرر!

مرگ آورهای بی ضرر!

سلامت نیوز: شکلات از خوراکی خوشمزه و پر طرفدار در جهان محسوب می شود، اما این محصول حاوی ماده شیمیایی سمی تئوبرومین است که می تواند یک حیوان کوچک را به کام مرگ بکشد.

به گزارش سلامت نیوز به نقل از عصر ایران، آب ممکن است از آخرین مواد مضر برای سلامت انسان به نظر برسد، اما نوشیدن بیش از اندازه آن نیز می تواند مرگ انسان را موجب شود. این مساله برای چیزهای دیگر از کافئین تا مواد سفیدکننده نیز صادق است و مصرف کم یا زیاد آنها می تواند به قیمت از دست دادن جان انسان تمام شود.

به گزارش گروه سلامت عصر ایران به نقل از “بیزینس اینسایدر”، برای محاسبه این که چه میزان از این مواد می تواند موجب مرگ انسان شود از شاخص استانداردی برای سمیت که به نام LD50 شناخته می شود، استفاده شده است. این شاخص میزان دوزی است که موجب مرگ نیمی از حیوانات مورد آزمایش شده است.

این مقدار می تواند با توجه به سلامت فرد، جنسیت، و سابقه پزشکی به طور قابل توجهی متفاوت باشد. میزان دوز بالقوه مرگبار در اینجا برای یک مرد آمریکایی ۱۹۶ پوندی (۸۹ کیلوگرم) محاسبه شده است.

۱۲۰ فنجان قهوه

قهوه برای بیدار کردن بدن و تقویت دامنه توجه نوشیدنی خوبی محسوب می شود و در دوزهای پایین کاملا بی خطر است. اما در غلظت های بالا، کافئین می تواند موجب بی خوابی، سرگیجه، استفراغ، سردرد، و مشکلات قلبی شود و میزان بیش از اندازه آن حتی می تواند مرگبار باشد.

خطر مصرف بیش از اندازه برای پودر خالص کافئین بسیار بالا است زیرا یک قاشق چایخوری از آن معادل حدود ۱۲۰ فنجان قهوه است و می تواند مرگبار باشد. در تابستان ۲۰۱۴، دو مرد جوان در دو حادثه مجزا جان خود را به واسطه نوشیدن ترکیب پودر کافئین خالص و آب از دست دادند.

شش لیتر آب

آب شکل سلول های داخل بدن انسان را تنظیم می کند. میزان بیش از اندازه آب موجب باد کردن سلول ها و کمبود آن موجب کوچک شدن آنها می شود. آب اضافی در اطراف سلول های ما به نام مسمومیت با آب یا هیپوناترمی شناخته می شود. نوشیدن بیش از اندازه آب که گاهی اوقات ورزشکاران به طور تصادفی آن را انجام می دهند می تواند موجب هیپوناترمی شود. از نشانه های این شرایط می توان به تهوع و استفراغ اشاره کرد.

اما بدترین عوارض مسمویت با آب می تواند گریبان مغز را بگیرد زیرا سلول های عصبی از فضای کافی برای سازگاری با آب اضافی برخوردار نیستند. بر همین اساس، انواع مشکلات عصبی از سردرد تا سردرگمی، تشنج و در موارد نادر به واسطه عدم درمان به موقع مرگ نیز شکل می گیرند.

۴۸ قاشق چایخوری نمک

تعادل ظریف بین آب و نمک (یا سدیم) در و اطراف سلول ها ما چیزی است آنها را سالم نگه می دارد. هنگامی که سطوح سدیم پایین است (آب بیش از اندازه)، سلول ها متورم می شوند. هنگامی که سطوح سدیم بیش از اندازه است (کمبود آب)، سلول ها کوچک می شوند.

این شرایط به نام هیپرناترمی شناخته می شود. نشانه های خفیف آن شامل خستگی و ضعف می شوند، اما در صورت وخیم‌تر شدن می تواند به تشنج، کما و در موارد نادر مرگ نیز منجر شود.

۷۱ قرص استامینوفن (تایلنول)

هر ساله، تقریبا ۴۶۰ نفر در آمریکا به واسطه مصرف بیش از اندازه استامینوفن جان خود را از دست می دهند. حدود ۱۵۰ مورد تصادفی رخ می دهند و از این رو، استامینوفن مرگبارتر از هر مسکن دیگری است که بدون نسخه پزشک قابل خریداری است. بنابر اعلام سازمان غذا و داروی آمریکا دوز کشنده استامینوفن حدود ۳۵,۶۰۰ میلی گرم است که حدود ۷۱ قرص می شود.

۱۳ شات الکل پشت سر هم

مصرف نوشیدنی های الکلی می تواند به تاری دید، ناتوانی در گفتار، از دست دادن حافظه و سرعت واکنش کندتر منجر شود. اما این قبیل آثار در صورت نوشیدن بیش از اندازه و بسیار سریع الکل می تواند مرگبار نیز باشد.

بین سال های ۲۰۰۶ تا ۲۰۱۲، حدود ۸۸ هزار آمریکایی به واسطه مصرف بیش از اندازه الکل جان باختند. بسیاری از این مرگ ها به واسطه مسمومیت با الکل شکل گرفتند. مسمومیت با الکل به طور معمول در نتیجه نوشیدن مقدار زیاد الکل طی یک بازه زمانی کوتاه شکل می گیرد. برای یک فرد عادی، حدود ۱۳ شات در کمتر از چند ساعت می تواند مرگبار باشد اما این تعداد با توجه به اندازه، جنسیت و انواع عوامل دیگر متفاوت است.

۸۵ تخته شکلات

شکلات از خوراکی خوشمزه و پر طرفدار در جهان محسوب می شود، اما این محصول حاوی ماده شیمیایی سمی تئوبرومین است که می تواند یک حیوان کوچک را به کام مرگ بکشد. بر همین اساس است که نباید حیوانات خانگی خود را با شکلات تغذیه کنید.

این ماده شیمیایی می تواند موجب مرگ انسان نیز بشود. با این وجود، ما باید مقدار قابل توجهی شکلات بخوریم تا با آثار منفی آن بر سلامت خود مواجه شویم. دوز بالقوه کشنده تئوبرومین حدود یک هزار میلی گرم در هر کیلوگرم یا معادل ۸۵ تخته شکلات اندازه کامل است.

۲۲ عدد سیب

سیب میوه ای خوشمزه و مفید است. اما دانه های سیب حاوی مقدار بسیار کمی از یک ترکیب قند-سیانید هستند که هنگام پردازش در بدن می تواند به سم بالقوه کشنده سیانید هیدروژن تبدیل شود.

تخمین زده می شود دانه های سیب به طور میانگین حدود ۷۰۰ میلی گرم سیانید هیدروژن در هر کیلوگرم از وزن خشک داشته باشند و حدود ۱٫۵ میلی گرم سیانید در هر کیلوگرم از وزن بدن می تواند مرگبار باشد. بر همین اساس، در صورت جویدن و بلعیدن نصف فنجان دانه سیب یا ۱۹ تا ۲۴ عدد سیب کامل زندگی شما در معرض خطر قرار می گیرد.

هات داگ

خفگی ناشی از خوردن هات داگ هشتمین دلیل مرگ های تصادفی در میان تمام سنین و یکی از دلایل اصلی مرگ در میان کودکان، به ویژه کودکان زیر چهار سال، در آمریکا محسوب می شود.

و خوراکی های دیگر

مطالعه ای که در سال ۲۰۰۸ انجام شد، نشان داد ۱۰ ماده غذایی که بیشترین احتمال را دارد موجب مرگ کودکان شوند شامل هات داگ، بادام زمینی، هویج، مرغ با استخوان، آبنبات، گوشت، ذرت بو داده، ماهی با استخوان، دانه آفتابگردان، و سیب می شوند.

برای پیشگیری از خطر، استخوان مرغ و ماهی را بگیرید، هات داگ و سیب را به قطعات کوچک‌تر تقسیم کنید، و از دادن آبنبات های کوچک، بادام زمینی، هویج و دانه آفتابگردان به کودکان پرهیز کنید.

آنفلوآنزا

هزاران نفر هر ساله جان خود را در نتیجه ابتلا به آنفلوآنزا از دست می دهند. حدود ۹۰ درصد از این مرگ ها برای افراد بالای ۶۵ سال رخ می دهد، اما افراد جوان، به ویژه نوزادان کمتر از شش ماه، نیز نسبت به ویروس آسیب پذیر هستند.

در شرایطی که برخی به واکسن دسترسی ندارند یا شرایط لازم برای دریافت واکسن را ندارند – نوزادان بیش از اندازه برای دریافت واکسن جوان هستند – برخی دیگر به موقع اقدام به واکسن زدن نمی کنند.

استفاده همزمان از سفیدکننده ها با مواد دیگر

اگر قصد استفاده از مواد سفید کننده را دارید، آنها را با هیچ ماده دیگری ترکیب نکنید. ترکیب سفید کننده ها با مواد دیگر می تواند به تولید گازهای سمی و خطرناک منجر شود. تنفس بیش از اندازه این گازها به صورت تصادفی در مکان های کوچک مانند حمام خیلی راحت رخ می دهد.

ترکیب سفیدکننده و آمونیاک به شکل گیری بخار کلرامین منجر شود. کلرامین گازی سمی است که ریه ها را می سوزاند و مقدار کافی از آن می تواند به تشکیل هیدرازین، یک مایع خطرناک قابل انفجار، منجر شود.

خورشید

در شرایطی که گرمای بیش از اندازه می تواند مرگبار باشد، قرار گرفتن بیش از اندازه در معرض خورشید می تواند شرایط مشکلات سلامت موجود مانند بیماری های قلبی و تنفسی را وخیم‌تر سازد.

مقدار بسیار زیاد از گیلاس، هلو، زردآلو، یا آلو

سیب تنها میوه ای نیست که دارای دانه هایی است که حاوی پیش سازهای شیمیایی برای سیانید هیدروژن هستند و میوه هایی مانند گیلاس، هلو، زردآلو، آلو نیز در این دسته قرار می گیرند. با این وجود، باید مقدار زیادی از این میوه ها را به حالت پوره درآورده و مصرف کنید تا سلامت خود را در معرض خطر قرار دهید.

ماهی بادکنکی

ماهی بادکنکی از جمله غذاهای محبوب در ژاپن است، اما اگر این ماهی به درستی آماده نشده باشد می تواند مرگ آفرین باشد. ماهی بادکنکی بسیار سمی است – کبد، تخمدان، و پوست آن حاوی تترودوتوکسین، سمی که می تواند قربانیان را فلج سازد – است. اگر این اندام ها به خوبی جدا نشوند، می تواند به بیماری مصرف کننده و در موارد نادر مرگ وی منجر شود.

درباره ی ali

مطالب مرتبط

فروش همسر ؛پدیده ای شبیه به افسانه!

سلامت نیوز-*امیر کاظمی اصل:بدون شک فقر یکی از معضلات حاد اجتماعی است که با رشد روزافزون خود می تواند خانواده را به منجلابی بی پایان برده و جامعه را نیز به قهقرا بکشاند؛ فقر از آن دسته مسائلی است که بسیاری از اصول را زیر پا گذاشته و فرد فقیر را به نازل ترین سطح اخلاقی می رساند. به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه صدای اصلاحات شاید به همین دلیل است که فقر و ایمان را دو مقوله ای کاملا در تضاد با یکدیگر دانسته اند و این به معنای بی رحم بودن این آسیب اجتماعی بوده است. این در حالی است که فقر و نداری به مثابه مادر آسیب های جامعوی شناخته شده و ارتباط تنگاتنگی با مسائل اجتماعی دیگر دارد. در اینکه فقر ذاتا پدیده ای آسیب زا است هیچ تردیدی نیست ولی مسئله آنجاست که در مواقعی، جامعه اتفاقات شگفت انگیز و عجیبی را شاهد می شود که حتی اندیشیدن به آن بسیار دشوار است. اتفاقاتی که شاید در ناواقعی ترین آثار سینمای تخیلی هم دیده نشده و اگر فرد شخصا شاهد این رویداد نباشد نمی تواند وقوع آن را بپذیرد. یکی از عجایب اجتماعی اخیر پدیده ای تحت عنوان همسرفروشی است که حتی تصورش هم ناممکن به نظر می رسد اما واقعیت آن است که این امر در جامعه سابقه داشته و در برخی موارد، بسیار شدیدتر و دردناک تر از آن بوده که طرح جزئیات آن امکانپذیر باشد. اگرچه علاوه بر رابطه مستقیم بین فقر و تن فروشی و افزایش سرسام آور آن، روسپیگری یکی از بغرنج ترین آسیب های اجتماعی بشمار می آید ولی پدیده فروش همسر را باید جزو غیرانسانی ترین و شرم آورترین اقداماتی دانست که فروپاشی خانواده را هدف قرار داده و پایانی تلخ را برای آنها رقم خواهد زد. در پدیده فوق می توان مسئله کودک همسری را هم به نوعی آغازی برای معامله دختران و زنان دانست و آن را به عنوان مقدمه ای برای وقوع همسرفروشی مورد تحلیل قرار داد. ظهور پدیده فروش همسر به انگلستان باز می گردد که به عنوان جایگزینی برای طلاق بود و در میان قشر ثروتمند جامعه رواج داشت. آن هنگام که مردان علاقه ای به ادامه زندگی مشترک خود نداشتند زنان خود را از طریق مزایده عمومی به فروش می رساندند. به دیگر سخن با بستن طنابی به گردن زنان و گرداندن در شهر اعلام می داشتند که قصد فروش همسر خود را دارند و خریداری که بالاترین پیشنهاد را می داد زن را می خرید. این مزایده علاوه بر اینکه نوعی اقدام نمادین برای اعلام جدایی زوج از یکدیگر بود، در صورت عدم رضایت زن سبب ابطال معامله می شد و همچنین اگر خریدار پس از مدتی از خریدش پشیمان می شد این حق را داشت که دوباره زن را به فروش برساند. این در حالیست که حتی انتشار آگهی فروش زنان هم امری رایج بود و در روزنامه های رسمی جامعه فوق قابل مشاهده بود. این پدیده تا بدان جایی پیش رفت که ارزش زنان را تا سر حدی تقلیل داد که در بازار دام به فروش رسیده و با حیوانات در یک طبقه قرار می گرفتند. جالب تر این بود که مردان خریدار و فروشنده پس از معامله جشن می گرفتند و زن رسما از آن خریدار می شد. هدف اصلی این اقدام پایان زندگی تلخ و غیرقابل تحملی بود که در آن هر دو طرف رنج می برند و جدایی برای آنها به مثابه آغازی زیباتر می نمود. هرچند این جدایی با تلخی های بیشتری همراه می شد و به هیچ عنوان نمی توان توجیهی منطقی برای این عمل قبیح ارائه کرد. به تدریج با قانونی شدن و نیز سهولت در امکان جدایی زوجین از مسیر طلاق رسمی، این پدیده رو به افول رفت و جامعه را از این اقدام ننگین رهایی داد اما این پایان ماجرا نبود و پس از سال ها دوباره همین اقدام با تغییراتی در ظاهر ارائه اش در جوامع مختلف ظهور کرد. در برخی موارد این عمل با عناوین شرم آورتری تحت عنوان اجاره همسر مشاهده شده و در این میان زنان را به مثابه کالایی می پندارند که علاوه بر بهره مندی جنسی همسرانشان از آنها، می توانند از وجود آنها کسب درآمد کرده و با در اختیار گذاشتن ناموس خود برخی از مسائل مالی خود را مرتفع کنند. در نگاه نخست انجام این عمل با توجه به حساسیت مردان به مسائل مربوط به ناموسشان که حاکی از میزان غیرت آنهاست بعید به نظر می رسد اما با اندکی واقع بینی می توان دریافت که این پدیده شوم در زمره حقایقی است که در جامعه وجود دارد و صرفا با نادیده انگاشتن آن نمی توان وضعیت موجود را زیبا جلوه داد. ناگفته پیداست مردانی که دست به چنین اقداماتی می زنند قطعا از سلامت روانی قابل قبولی برخوردار نیستند و غالبا از جمعیت مردان درگیر با اعتیاد شدید هستند. اعتیاد و بالاخص اعتیادی که با فقر آمیخته شده باشد قدرت تفکر را از فرد گرفته و سبب می شود که شخص معتاد صرفا برای دستیابی به مواد مخدر موردنیاز خود دست به هر عملی بزند؛حال این عمل غیراخلاقی یا شرمسارانه هم که باشد فقط هدف شخص معتاد برایش در اولویت است. در غیر این صورت نمی توان این خواسته نامتعارف مردی که در صحت کامل عقل و حتی برخورداز از حداقل سلامت روان است را متصور شد. پدیده همسرفروشی یک پدیده کاملا زنانه است که برخلاف انواع دیگر معضلات جنسی که روز به روز بر تنوع آن در بین مردان و زنان افزوده می شود، در مورد مردان مصداق پیدا نکرده و به نوعی می توان آن را مقوله تحت عنوان خیانت خودخواسته مطرح کرد. به دیگر سخن در این پدیده، مرد به طرز عجیبی خیانت را بر خود روا می دارد و خود و همسرش را در فضایی قرار می دهد که جایگاه والای انسانی را به جایگاهی پست و حیوانی نزول می دهد. جالب اینجاست که در برخی مواقع تجاوز به همسر در حضور شوهر صورت می گیرد و این باعث آزار روحی و روانی بسیار شدیدتری برای زن خواهد شد. البته این امر را می توان تحت اجبار افراد دیگری چون پدر و برادر نیز تصور کرد اما شدت درد این پدیده این است که مرد تصمیم به عمومی کردن حوزه خصوصی خود کند و همسرش را که طبق قانون و نیز عرف و رسم فقط باید به خودش متعلق باشد را به دیگری واگذار کند. از آنجایی که نمی توان به آمار درستی از شیوع تن فروشی های اجباری به دست آورد ولی طبق پژوهش های صورت گرفته، در حدود یک سوم زنان روسپی با اجبار همسر یا دیگر فرد خانواده به این مسیر قدم گذاشته و هم بالینی با فردی غیر از همسر خود را تجربه کرده اند. فارغ از اینکه این عمل به نوعی همسرآزاری با میزان بسیار شدت دارتری نسبت به انواع دیگر آن منتسب بوده و خشونت وارده بر زن بسیار حاد و در برخی موارد با تبعاتی جبران ناپذیر تلقی می شود، آسیب روانی و در راستای آن مصائب اجتماعی فراوانی را بر فرد و جامعه تزریق خواهد کرد. البته از دیدگاه حقوقی، زن به دلیل اجباری که در برقراری رابطه نامشروع وجود داشته محکوم نشده و حتی حق درخواست طلاق را هم خواهد داشت اما مهم این است که در روند این پدیده و همچنین پس از وقوع آن چه میزانی از مشکلات گریبان اجتماع را خواهد گرفت. در بسیاری از مواقع علاوه بر اینکه زن پس از هتک حرمت که غالبا به دست افراد معتاد دیگری که در کنار اعتیاد به انواع مواد مخدر، از الکلیسم هم رنج می برند، خود به سمت اعتیاد کشیده و در صورتی که دچار فقر هم باشد با توجه به تجربه فروش تن، احتمال روی آوردن به این اقدام ناشایست را به عنوان شغل و با انگیزه کسب درآمد خواهد داشت. علاوه بر این در صورت طلاق که خود آسیبی اجتماعی است که عوارض بیشماری را بویژه برای زنان به همراه دارد، احتمال بروز و رشد روسپیگری بسیار بیشتر خواهد شد. شدیدترین ارتباط امر فروش همسر خودکشی زن و یا قتل مرد و دیگر افرادی است که به زن تجاوز داشته اند. خودکشی به جهت عدم تحمل فشارهای وارده بر زن مورد تجاوز واقع شده دور از انتظار نیست و طبق آمارهای مربوط به شوهرکشی، عده قابل توجهی از زنان در راستای انتقام جویی از همسرشان به خشونت بیشتری متوسل شده و ناخواسته به قاتلی تبدیل شده اند که خود قربانی امری شده که به هیچ وجه تمایلی به آن نداشته است. ناگفته پیداست که شیوع این نوع از مسائل اجتماعی بر حیثیت جامعه لطمه زده و در صورت عدم پیشگیری شاید تا آنجایی رشد کند که به امری طبیعی تبدیل شده و افراد را وادار سازد که با بی شرمی محض و حتی با نوعی احساس افتخار نسبت به مالکیت زن توسط مرد، برای فروش محصول خود به چاپ اعلانیه و یا نشر آگهی فروش اقدام کنند. همانند اقدام بسیار عجیبی که در همان کشور انگلستان صورت گرفت و پسر جوان که البته مشکل خاصی هم با همسر خود نداشت با انتشار آگهی ای با تیتری بی شرمانه، اعلام کرد که قصد واگذاری همسرش را در ازای مبلغی به میزان حدودا یک میلیارد تومان به ارزش پول ملی ایران دارد. این پسر جوان علاوه بر اینکه مزایای اخلاقی و هنری همسرش را به عنوان آپشن های مثبت وی به جهت ترغیب مشتریان ذکر کرده بود، با عبارات دیگری مردان را وسوسه می کرد که نسبت به خریداری این زن اقدام کنند؛ البته نه در دورانی که همسرفروشی در این کشور رواج داشت و صدها سال از آن دوران می گذرد بلکه در زمانی بسیار نزدیک تر. چندی پیش و در قرن بیست و یکم. *وهشگر اجتماعی-خبرنگار