خانه / سلامت / هر آنچه باید در مورد آلرژی فصلی بدانید

هر آنچه باید در مورد آلرژی فصلی بدانید

سلامت نیوز: حساسیت یا آلرژی فصلی یکی از مشکلات رایج بین افراد است که می‌تواند علائمی را نیز به دنبال داشته باشد. هنگام بررسی علل آبریزش بینی باید انواع ویروس، باکتری و آلرژی را به عنوان دلایل اصلی آن‌ها حساب کرد. اما این مسئله کار ساده‌ای نیست و قصد داریم مشخصا بر روی آلرژی صحبت کنیم.

علل و نحوه درمان

به گزارش سلامت نیوز به نقل از فرادید، احتمالا دوباره همان روزهایی از سال فرا رسیده که آبریزش بینی و سوزش چشم شما شروع می‌شود. حتما شب‌ها حتی نمی‌توانید چند دقیقه چشم روی هم بگذارید؛ حساسیت فصلی عوامل و روش‌های درمان مختلفی دارد.

حساسیت یا آلرژی فصلی یکی از مشکلات رایج بین افراد است که می‌تواند علائمی را نیز به دنبال داشته باشد. هنگام بررسی علل آبریزش بینی باید انواع ویروس، باکتری و آلرژی را به عنوان دلایل اصلی آن‌ها حساب کرد. اما این مسئله کار ساده‌ای نیست و قصد داریم مشخصا بر روی آلرژی صحبت کنیم.

***

رینیت آلرژیک چیست؟
اسم علمی حساسیت فصلی، “رینیت آلرژیک” (Allergic rhinitis) است که به التهاب مخاط بینی که در اثر واکنش ازدیاد حساسیتی ایجاد می‌شود، اشاره دارد. ورود عامل آلرژی زا یا ذرات هوا که واکنش دستگاه ایمنی بدن را به دنبال دارد، عامل رینیت آلرژیک است. به عبارت بهتر، هنگامی که فرد دارای سیستم ایمنی حساس شده آلرژنی مانند گرده گل یا گرد و غبار را تنفس می‌کند، واکنش ازدیاد حساسیتی آغاز می‌شود. این واکنش در بینی به صورت آبریزش بروز پیدا می‌کند.

دستگاه ایمنی بدن نیز این آلرژن‌ها یا مواد آلرژی زا را به عنوان تهدیدات خارجی بدن تلقی می‌کند و درصدد مبارزه با آن‌ها از جمله در بینی برمی‌آید. دستگاه ایمنی بدن موجب می‌شود تا سلول‌های ملتهب شده ترکیبات شیمیایی به نام “هیستامین” را تولید کنند که موارد زیر را به دنبال دارد:

گرفتگی بینی
آبریزش بینی
عطسه
چشمان اشک آلود
خارش
گلو درد
صدای خشن
خلط گلو
گوش درد و گرفتگی

علل و نحوه درمان

عامل آلرژی چیست؟
آلرژی‌ها در طول زندگی چندین مرتبه پدید می‌آیند و از بین می‌روند و انواع مختلفی نیز دارند. اکثر بیماران اما حساسیت‌های فصلی را تجربه می‌کنند که بین آن‌ها تب یونجه (hay fever) در فصل بهار از همه شایع‌تر است. البته برخی از بیماران در تمام سال انواع حساسیت‌های فصلی را تجربه می‌کنند.

تقریبا ۲۰ درصد جمعیت ایالات متحده از حساسیت فصلی رنج می‌برند. به نظر می‌رسد که عوامل وراثتی در انتقال حساسیت فصلی دخیل باشند و افرادی که سابقه اگزما یا آسم داشته باشند، بیشتر با حساسیت‌های فصلی دست و پنجه نرم کنند.

از جمله متهمان اصلی حساسیت فصلی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد: گرده، درختان، چمن، علف‌های هرز، گرد و خاک، شوره بدن حیوانات (اغلب گربه‌ها و سگ)، سوسک و قارچ انگلی گیاهان.

***

نحوه تشخیص آلرژی
پزشک می‌تواند بر اساس تاریخچه بیماری و انجام معاینات فیزیکی تعیین کند که آیا به حساسیت فصلی مبتلا هستید یا خیر. انواع دیگر معاینات مثل انجام آزمایش خون معمولا برای تشخیص آلرژی‌ها غیرضروری هستند؛ اما انجام آزمایش‌های پوستی یکی از گزینه‌های ممکن است که اولا باید توسط متخصص آلرژی صورت گیرد و ثانیا به ندرت به آن نیاز است.

درمان آلرژی‌ها
مهم نیست که عامل آلرژی زا چه باشد؛ نکته اصلی که نباید هرگز فراموش کنید این است که درمان تمام حالات کاملا مشابه هم است. اگر شما می‌دانید که نسبت به چه چیزی آلرژی دارید (مثلا اگر هر بار که نزدیک گربه‌ها می‌روید، بینی‌تان شروع به آبریزش می‌کند)، پس کافی است به هر قیمتی که شده از عامل آلرژی زا یا آلرژن فاصله بگیرید.

البته اگر نمی‌توان عامل آلرژی زا به سادگی دور کرد (مثلا زمانی که به درختان آلرژی دارید)، باید بدانید که پزشک معالجتان راه‌حل‌های ساده‌تری برای درمان آلرژی در اختیار دارد:

۱٫ اسپری‌های استروئیدی داخل بینی
اسپری بینی حاوی مقادیر کم استروئید معمولا اولین روش درمانی است که به افراد مبتلا به حساسیت فصلی تجویز می‌شود. نگران نام “استروئید” نیز نباشید زیرا این استروئیدها با آن‌ها “استروئیدهای خوراکیِ” دارای عوارض که احتمالا به گوشتان خورده، تفاوت دارند. علاوه بر آن، این اسپری‌ها حاوی مقادیر بسیار کمی استروئید هستند. اسپرهای استروئیدی داخل بینی عوارض جانبی بسیار کمی داشته و برای درمان علائم آلرژی کاملا موثر هستند. در ضمن، زمانی این اسپری‌ها موثر هستند که به صورت روزانه مصرف شوند و نه فقط در صورت نیاز، چرا که چند روز زمان می‌برد تا آثار آن مشخص شود.

۲٫ آنتی‌هیستامین خوراکی
همانطور که قبلا گفتم، زمانی که دستگاه ایمنی بدن با یک آلرژن (عامل آلرژی زا) مواجه می‌شود، ترکیبات هیستامین را تولید می‌کند. به همین دلیل، مصرف آنتی‌هیستامین برای مبارزه با علائم منطقی به نظر می‌رسد. لوراتادین، ستیریزین و فکسوفنادین از جمله آنتی هیستامین‌هایی هستند که آثارشان تا ۲۴ ساعت دوام دارد. مصرف اسپری‌های استروئیدی داخل بینی و یکی از این سه قرص اولین روش مقابله ما با حساسیت فصلی است.

۳٫ اسپری آنتی هیستامین بینی
آزلاستین و اُلوپاتادین دو گزینه اصلی اسپری‌های آنتی هیستامین بینی هستند که البته برای مصرف به نسخه پزشک نیاز دارند. مزیت آن‌ها نسبت به قرص‌ها سرعت تاثیرگذاری‌شان است که البته دوام کمتری هم دارند. ضمنا، اگر کمی از اسپری از طریق حلق وارد گلو شود، به خاطره مزه بد آن اذیت خواهید شد. این اسپری‌ها زمانی مناسب هستند که علائم حساسیت فصلی کم و معمولی است.

۴٫ مونته لوکاست
یکی دیگر از ترکیبات شیمیایی که هنگام واکنش آلرژیک تولید می‌شود “لکوترین” است. بنابراین دارویی که بتواند آن‌ها را نیز از بین ببرد مفید است.

۵٫ اسپری بینی ایپراتروپریوم
این اسپری غیر استروئیدی می‌تواند برای افرادی مناسب باشد که بدنشان به اسپری‌های استروئیدی جواب نمی‌دهد. البته این گزینه قطعا اولین گزینه افراد نمی‌تواند باشد زیرا عوارض دارد؛ به ویژه کسانی که سابقه پروستات ملتهب یا گلوکوم دارند.

۶٫ داروی ضد احتقان بینی
اگر مشکل اصلی شما گرفتگی بیش از حد بینی است، می‌توانید از داروهای ضد احتقان بینی استفاده کنید که به دو شکل قرص و اسپری بینی وجود دارند. قرص‌ها را می‌توان به صورت روزانه به مدت یک هفته استفاده کرد اما برای مشکلات جدی‌تر کارکردی ندارند. آن‌ها می‌توانند عامل کاهش فشار خون باشند، بنابراین خودسرانه مصرف نکنید. نوع اسپری آن نیز مشکل “کاهش تاثیرگذاری تدریجی” دارد. بنابراین، اسپری‌های ضد گرفتگی بینی برای مصرف سه روز بیشتر تجویز نمی‌شوند.

۷٫ شستشوی بینی با آب نمک
می‌تواند بینی‌شوهای آب نمک را از داروخانه تهیه کنید. مزیت شستن مجراهای بینی، از بین بردن بینی از انواع آلرژن‌ها است.

اگر هیچ یک از روش‌های فوق در درمان حساسیت فصلی شما جواب ندهد (که به ندرت رخ می‌دهد)، پزشک معالج احتمالا شما را به یک متخصص آلرژی ارجاع خواهد داد تا نمونه‌های آلرژی صورت گیرد. نمونه‌گیری کاری زمان‌بر و هزینه‌بر است.

پیشنهاد ما استفاده ترکیبی از اسپری‌های استروئیدی داخل بینی و آنتی‌هیستامین‌های خوراکی (مورد یک و دو بالا) به مدت دست کم ۴ هفته و به صورت روزانه است. این روش معمولا جواب می‌دهد.

منبع: Quick and Dirty Tips

درباره ی ali

مطالب مرتبط

فروش همسر ؛پدیده ای شبیه به افسانه!

سلامت نیوز-*امیر کاظمی اصل:بدون شک فقر یکی از معضلات حاد اجتماعی است که با رشد روزافزون خود می تواند خانواده را به منجلابی بی پایان برده و جامعه را نیز به قهقرا بکشاند؛ فقر از آن دسته مسائلی است که بسیاری از اصول را زیر پا گذاشته و فرد فقیر را به نازل ترین سطح اخلاقی می رساند. به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه صدای اصلاحات شاید به همین دلیل است که فقر و ایمان را دو مقوله ای کاملا در تضاد با یکدیگر دانسته اند و این به معنای بی رحم بودن این آسیب اجتماعی بوده است. این در حالی است که فقر و نداری به مثابه مادر آسیب های جامعوی شناخته شده و ارتباط تنگاتنگی با مسائل اجتماعی دیگر دارد. در اینکه فقر ذاتا پدیده ای آسیب زا است هیچ تردیدی نیست ولی مسئله آنجاست که در مواقعی، جامعه اتفاقات شگفت انگیز و عجیبی را شاهد می شود که حتی اندیشیدن به آن بسیار دشوار است. اتفاقاتی که شاید در ناواقعی ترین آثار سینمای تخیلی هم دیده نشده و اگر فرد شخصا شاهد این رویداد نباشد نمی تواند وقوع آن را بپذیرد. یکی از عجایب اجتماعی اخیر پدیده ای تحت عنوان همسرفروشی است که حتی تصورش هم ناممکن به نظر می رسد اما واقعیت آن است که این امر در جامعه سابقه داشته و در برخی موارد، بسیار شدیدتر و دردناک تر از آن بوده که طرح جزئیات آن امکانپذیر باشد. اگرچه علاوه بر رابطه مستقیم بین فقر و تن فروشی و افزایش سرسام آور آن، روسپیگری یکی از بغرنج ترین آسیب های اجتماعی بشمار می آید ولی پدیده فروش همسر را باید جزو غیرانسانی ترین و شرم آورترین اقداماتی دانست که فروپاشی خانواده را هدف قرار داده و پایانی تلخ را برای آنها رقم خواهد زد. در پدیده فوق می توان مسئله کودک همسری را هم به نوعی آغازی برای معامله دختران و زنان دانست و آن را به عنوان مقدمه ای برای وقوع همسرفروشی مورد تحلیل قرار داد. ظهور پدیده فروش همسر به انگلستان باز می گردد که به عنوان جایگزینی برای طلاق بود و در میان قشر ثروتمند جامعه رواج داشت. آن هنگام که مردان علاقه ای به ادامه زندگی مشترک خود نداشتند زنان خود را از طریق مزایده عمومی به فروش می رساندند. به دیگر سخن با بستن طنابی به گردن زنان و گرداندن در شهر اعلام می داشتند که قصد فروش همسر خود را دارند و خریداری که بالاترین پیشنهاد را می داد زن را می خرید. این مزایده علاوه بر اینکه نوعی اقدام نمادین برای اعلام جدایی زوج از یکدیگر بود، در صورت عدم رضایت زن سبب ابطال معامله می شد و همچنین اگر خریدار پس از مدتی از خریدش پشیمان می شد این حق را داشت که دوباره زن را به فروش برساند. این در حالیست که حتی انتشار آگهی فروش زنان هم امری رایج بود و در روزنامه های رسمی جامعه فوق قابل مشاهده بود. این پدیده تا بدان جایی پیش رفت که ارزش زنان را تا سر حدی تقلیل داد که در بازار دام به فروش رسیده و با حیوانات در یک طبقه قرار می گرفتند. جالب تر این بود که مردان خریدار و فروشنده پس از معامله جشن می گرفتند و زن رسما از آن خریدار می شد. هدف اصلی این اقدام پایان زندگی تلخ و غیرقابل تحملی بود که در آن هر دو طرف رنج می برند و جدایی برای آنها به مثابه آغازی زیباتر می نمود. هرچند این جدایی با تلخی های بیشتری همراه می شد و به هیچ عنوان نمی توان توجیهی منطقی برای این عمل قبیح ارائه کرد. به تدریج با قانونی شدن و نیز سهولت در امکان جدایی زوجین از مسیر طلاق رسمی، این پدیده رو به افول رفت و جامعه را از این اقدام ننگین رهایی داد اما این پایان ماجرا نبود و پس از سال ها دوباره همین اقدام با تغییراتی در ظاهر ارائه اش در جوامع مختلف ظهور کرد. در برخی موارد این عمل با عناوین شرم آورتری تحت عنوان اجاره همسر مشاهده شده و در این میان زنان را به مثابه کالایی می پندارند که علاوه بر بهره مندی جنسی همسرانشان از آنها، می توانند از وجود آنها کسب درآمد کرده و با در اختیار گذاشتن ناموس خود برخی از مسائل مالی خود را مرتفع کنند. در نگاه نخست انجام این عمل با توجه به حساسیت مردان به مسائل مربوط به ناموسشان که حاکی از میزان غیرت آنهاست بعید به نظر می رسد اما با اندکی واقع بینی می توان دریافت که این پدیده شوم در زمره حقایقی است که در جامعه وجود دارد و صرفا با نادیده انگاشتن آن نمی توان وضعیت موجود را زیبا جلوه داد. ناگفته پیداست مردانی که دست به چنین اقداماتی می زنند قطعا از سلامت روانی قابل قبولی برخوردار نیستند و غالبا از جمعیت مردان درگیر با اعتیاد شدید هستند. اعتیاد و بالاخص اعتیادی که با فقر آمیخته شده باشد قدرت تفکر را از فرد گرفته و سبب می شود که شخص معتاد صرفا برای دستیابی به مواد مخدر موردنیاز خود دست به هر عملی بزند؛حال این عمل غیراخلاقی یا شرمسارانه هم که باشد فقط هدف شخص معتاد برایش در اولویت است. در غیر این صورت نمی توان این خواسته نامتعارف مردی که در صحت کامل عقل و حتی برخورداز از حداقل سلامت روان است را متصور شد. پدیده همسرفروشی یک پدیده کاملا زنانه است که برخلاف انواع دیگر معضلات جنسی که روز به روز بر تنوع آن در بین مردان و زنان افزوده می شود، در مورد مردان مصداق پیدا نکرده و به نوعی می توان آن را مقوله تحت عنوان خیانت خودخواسته مطرح کرد. به دیگر سخن در این پدیده، مرد به طرز عجیبی خیانت را بر خود روا می دارد و خود و همسرش را در فضایی قرار می دهد که جایگاه والای انسانی را به جایگاهی پست و حیوانی نزول می دهد. جالب اینجاست که در برخی مواقع تجاوز به همسر در حضور شوهر صورت می گیرد و این باعث آزار روحی و روانی بسیار شدیدتری برای زن خواهد شد. البته این امر را می توان تحت اجبار افراد دیگری چون پدر و برادر نیز تصور کرد اما شدت درد این پدیده این است که مرد تصمیم به عمومی کردن حوزه خصوصی خود کند و همسرش را که طبق قانون و نیز عرف و رسم فقط باید به خودش متعلق باشد را به دیگری واگذار کند. از آنجایی که نمی توان به آمار درستی از شیوع تن فروشی های اجباری به دست آورد ولی طبق پژوهش های صورت گرفته، در حدود یک سوم زنان روسپی با اجبار همسر یا دیگر فرد خانواده به این مسیر قدم گذاشته و هم بالینی با فردی غیر از همسر خود را تجربه کرده اند. فارغ از اینکه این عمل به نوعی همسرآزاری با میزان بسیار شدت دارتری نسبت به انواع دیگر آن منتسب بوده و خشونت وارده بر زن بسیار حاد و در برخی موارد با تبعاتی جبران ناپذیر تلقی می شود، آسیب روانی و در راستای آن مصائب اجتماعی فراوانی را بر فرد و جامعه تزریق خواهد کرد. البته از دیدگاه حقوقی، زن به دلیل اجباری که در برقراری رابطه نامشروع وجود داشته محکوم نشده و حتی حق درخواست طلاق را هم خواهد داشت اما مهم این است که در روند این پدیده و همچنین پس از وقوع آن چه میزانی از مشکلات گریبان اجتماع را خواهد گرفت. در بسیاری از مواقع علاوه بر اینکه زن پس از هتک حرمت که غالبا به دست افراد معتاد دیگری که در کنار اعتیاد به انواع مواد مخدر، از الکلیسم هم رنج می برند، خود به سمت اعتیاد کشیده و در صورتی که دچار فقر هم باشد با توجه به تجربه فروش تن، احتمال روی آوردن به این اقدام ناشایست را به عنوان شغل و با انگیزه کسب درآمد خواهد داشت. علاوه بر این در صورت طلاق که خود آسیبی اجتماعی است که عوارض بیشماری را بویژه برای زنان به همراه دارد، احتمال بروز و رشد روسپیگری بسیار بیشتر خواهد شد. شدیدترین ارتباط امر فروش همسر خودکشی زن و یا قتل مرد و دیگر افرادی است که به زن تجاوز داشته اند. خودکشی به جهت عدم تحمل فشارهای وارده بر زن مورد تجاوز واقع شده دور از انتظار نیست و طبق آمارهای مربوط به شوهرکشی، عده قابل توجهی از زنان در راستای انتقام جویی از همسرشان به خشونت بیشتری متوسل شده و ناخواسته به قاتلی تبدیل شده اند که خود قربانی امری شده که به هیچ وجه تمایلی به آن نداشته است. ناگفته پیداست که شیوع این نوع از مسائل اجتماعی بر حیثیت جامعه لطمه زده و در صورت عدم پیشگیری شاید تا آنجایی رشد کند که به امری طبیعی تبدیل شده و افراد را وادار سازد که با بی شرمی محض و حتی با نوعی احساس افتخار نسبت به مالکیت زن توسط مرد، برای فروش محصول خود به چاپ اعلانیه و یا نشر آگهی فروش اقدام کنند. همانند اقدام بسیار عجیبی که در همان کشور انگلستان صورت گرفت و پسر جوان که البته مشکل خاصی هم با همسر خود نداشت با انتشار آگهی ای با تیتری بی شرمانه، اعلام کرد که قصد واگذاری همسرش را در ازای مبلغی به میزان حدودا یک میلیارد تومان به ارزش پول ملی ایران دارد. این پسر جوان علاوه بر اینکه مزایای اخلاقی و هنری همسرش را به عنوان آپشن های مثبت وی به جهت ترغیب مشتریان ذکر کرده بود، با عبارات دیگری مردان را وسوسه می کرد که نسبت به خریداری این زن اقدام کنند؛ البته نه در دورانی که همسرفروشی در این کشور رواج داشت و صدها سال از آن دوران می گذرد بلکه در زمانی بسیار نزدیک تر. چندی پیش و در قرن بیست و یکم. *وهشگر اجتماعی-خبرنگار